منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٦
اكنون به اصل بحث بازمي گرديم تا موضع عُمَر را نسبت به صحابه و موضع صحابه را نسبت به عمر ، بشناسيم .
پيش از اين ، برخورد عمر را با ابن مسعود دريافتيم ؛ همان صحابيای كه عُمَر او را با عمّار سوي كوفه فرستاد تا امور دين را به ايشان بياموزاند و به كوفيان نوشت كه :
ابن مسعود و عمّار از اهل بدرند و از اصحاب شرافتمند پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به آنان اقتدا كنيد و سخنشان را بشنويد ، من عبدالله بن مسعود را به جاي خويش برايتان برگزيدم .[٦٨٢]
نگرش او با ديگر صحابه نيز چنين بود .
آري ، عمر صحابي بزرگي چون ابن مسعود را زندانی ساخت وبازخواست نمود بدان جهت كه به نشر احاديث پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میپرداخت و سخنانِ آن حضرت را زياد بر زبان میآورد .
همين برخورد عمر بود كه عثمان را جري ساخت موضع شديدتري در برابر ابن مسعود بگيرد ؛ او را از نقل حديث باز داشت و از قرائت مصحفش نهي كرد (در حالي كه رسول خدا تأكيد میكرد : به قرائتِ ابن اُمّ عبد ـ يعني ابن مسعود ـ قرائت كنيد) و ابن مسعود را چهل تازيانه زد[٦٨٣] و بعضي از دنده هايش را شکست و کار به جايی رسيد که وی فوت کرد و غريبانه دفن شد .
برخورد خشنِ عُمَر در برابر صحابه ، بدان جهت بود كه وي نگرشهای آنان را نسبت به فقه خود دريافت و دانست كه آنان اجتهاداتِ برخلافِ سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را برنمي تابند و اعتراضاتشان پيوسته ادامه میيابد .
با وجود اين سخت گيري ، صحابه بر آنچه از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم دريافتند اصرار
[٦٨٢]. طبقات ابن سعد ٦: ٨؛ تذكرة الحفّاظ ١: ١٤؛ معتصر المختصر (اثر ابي المحاسن) ٢: ٣١٤.
[٦٨٣]. شرح نهج البلاغه ٣: ٤٤.