منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٥
بپردازد ؟![٦٧٨] و چرا پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : پروردگارا ، من از كاري كه خالد كرد ، بيزارم .[٦٧٩]
پيش از اين ، سخن دكتر مدكور آمد ، كه گفت :
بر اساسِ اين نظريه ، پيامبر نيازي به اين معنا از اجتهاد نداشت امّا پس از انتقال پيامبر از اين دنيا و در عصر صحابه ـ كه با پايان قرن اول به آخر میرسد ـ پديدار شد كه
دكتر معروف دواليبي مینويسد :
رخدادهاي نامأنوس و وقايعي كه احكامشان از حكم و ارشادِ كتاب و سنّت به دست نيايد و امر جديدي باشد ـ به طور غالب ـ وجود نداشت و اين ، يعني در اثناي حيات پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اجتهاد ، نقش مهمي را ايفا نمیكرد ، بلكه در چارچوب قضاياي محدود و انگشت شماري اعمال میشد .[٦٨٠]
دكتر ناديه عمري میگويد :
عُمَر تشريعاتي را كه به نظرش میآمد با فضيلت و حق و مصلحت هماهنگ است ، در دوران پيامبر ، پيشنهاد میكرد .[٦٨١]
اين سخنان ، دستاورد ما را تقويت میكند ؛ اينكه اجتهاد ـ به معناي امروزياش ـ در زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم حجّت نبود ، و بعدها به دستِ ابوبكر و عمر و كساني كه مسير آن دو را پيمودند ، تكامل اصطلاحي يافت ؛ و اين كار بدان جهت روي داد كه نيازمند احكام بودند و بر همه احكام و وجوه استدلال در آنها ، احاطه نداشتند .
[٦٧٨]. بنگرید به، احكام القرآن (جَصّاص) ٣: ٢٢٣.
[٦٧٩]. صحيح بخاري ٤: ١٥٧٧، حديث ٤٠٨٤؛ مسند احمد ٢: ١٥٠، حديث ٦٣٨٢؛ طبقات ابن سعد ٢: ١٤٨؛ الاستيعاب ٢: ٤٢٨.
[٦٨٠]. الاجتهاد في الشريعة الإسلاميّة: ٣٢ (به نقل از المدخل إلی علم اُصول الفقه: ٧٨ ط٥، ١٩٦٥).
[٦٨١]. اجتهاد الرسول: ٢٥٩.