منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣١٤
كه آنان را به خاطر مادرشان ارث میدهي) فرض كن پدرِ ما «خَر» است! مگر جز اين است كه ما از يك رحم بيرون آمدهايم؟
عُمَر گفت : راست میگوييد! ودر ثلث ، آنان را با برادران مادري شريك ساخت .[٦٥١]
در حديث ديگر آمده است كه آنان گفتند :
فرض كن پدر ما سنگي است كه در دريا پرت شد! ما را به جهت خويشاوندي شريك ساز!
عُمَر آنان را شريك ساخت و ثلث را ميان چهار برادر ـ به طور مساوي ـ توزيع كرد .
مردي گفت : در فلان سال ، برادرانِ تني را شريك نساختي!
عمر گفت : آن حكمي بود كه در آن زمان كرديم ، اكنون حكم ما اين است ![٦٥٢]
شافعي در المسند و ابو داود و بيهقي از طاووس نقل كردهاند كه عُمَر پرسيد : آيا كسي از رسول خدا درباره «جنين» چيزي شنيد؟
حمل بن مالك بن نابغه برخاست و گفت : من دو زن داشتم ، يكي از آنان با چوبكي ديگري را زد ، وي جنينِ مُرده انداخت! رسول خدا در اين باره حكم كرد كه ديهاش [قيمت] يك كنيز يا غلام است .
عُمَر گفت : اگر اين را نمیشنيديم ، به گونه ديگر حكم میكرديم ؛ نزديك بود در مانند اين ماجرا به رأي خود فتوا دهيم .[٦٥٣]
عُبيده سلماني میگويد : از عُمَر درباره ميراثِ جد ، صد قضيه مختلف به خاطر دارم[٦٥٤] .
[٦٥١]. احكام القرآن (جصّاص) ٣: ٢٤، باب المشتركه.
[٦٥٢]. سنن دارمی ١: ١٦٢، حديث ٦٤٥؛ سنن دارقطنی ٤: ٨٨، حديث ٦٦؛ سنن بيهقی ٦: ٢٥٥، حديث ١٢٢٤٧ (و جلد ١٠، ص١٢٠).
[٦٥٣]. مسند شافعی ١: ٢٤١؛ سنن بيهقی ٨: ١١٤، باب الدية؛ الاحكام (آمدي) ٢: ٧٦.
[٦٥٤]. مصنّف عبدالرزّاق ١٠: ٢٦١، باب فرض الجد؛ سنن بيهقی ٦: ٢٤٥ (متن از اين مأخذ است) فتح الباری ١٢: ٢١؛ تغليق التعليق ٥: ٢١٩؛ شرح الزرقانی ٣: ١٤٢؛ موسوعة فقه عمر بن الخطّاب: ٥٣.