منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣١٣
آنهاست ؛ و اگر خواهر و برادر بر جاي گذارد ، برادر ، دو برابر خواهر ارث میبرد ؛ خدا احكام ارث را برايتان تبيين میكند تا گمراه نشويد ، و خدا بر هر چيزي آگاه است .
وَهُوَ[٦٤٩] يعني همچنين برادران و خواهران ـ با وجود فرزند ـ حقي در ارث ندارند .
عُمَر در «عول فرائض» [زيادی سهام در ارث] رأي ديگري دارد كه ابن عبّاس با او مخالف است .
عمر گفت : والله ، نمیدانم كدامتان را خدا مقدّم داشت و كدام يك را مؤخّر! بهترين كاري كه به نظرم میرسد اين است كه اين مال را به قسمتهای مساوی ميانتان تقسيم كنم .
ابن عبّاس گفت : به خدا سوگند ، اگر آن كه خدا مقدّم داشت مقدّم بداري ، و آن كه خدا مؤخّر داشت مؤخّر بداري ، سهمي اضافه نمیآيد [و به عول نمیانجامد] .[٦٥٠]
عُمَر درباره زني كه مُرد و شوهر و مادر و دو برادر مادري و دو برادر تني بر جاي گذاشت ، به دو گونه مختلف حكم كرد :
بار اول حكم كرد كه شوهر سهم خود را ـ نصف ارث ـ ببرد و به مادرش ، يک ششم (كه سهم اوست) داده شود ، و دو برادر مادرياش ، يک سوم باقي را ارث برند ، و دو برادر تني سهمي نبرند .
در بار دوم ، عُمَر میخواست چونان گذشته حكم كند . دو برادر تني احتجاج كردند و گفتند :
ما ، در «مادر» با آنان مشتركيم ، پدر داريم و آنها پدر ندارند ؛ اگر ما را بدان جهت كه پدر داريم محروم میكني ، از ناحيه مادر به ما ارث بده (چنان
[٦٤٩]. سوره نساء (٤) آیه ١٧٦.
[٦٥٠]. سنن بيهقي ٦: ٢٥٣، حديث ١٢٢٣٧؛ و بنگريد به، مستدرك حاکم ٤: ٣٧٨، حديث ٧٩٨٥.