منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٠٦
نتيجه گيری
با نگاه به اين فهرستِ آماري ساده ، درمييابيم كه صحابي مخالف با روش فقهي عُمَر ، غالباً يكي از دو گروه زير بود :
الف) از اهل تدوين و داراي كتاب
به اين معنا كه از مُدوِّنان ، نهي از تدوين روايت نشده است ، بلكه آنان با تدوين موافق بودند . بر خلاف مجتهدان كه خط مشي عموميشان منع از نقل حديث و كتابت و تدوين آن بود ؛ يعني ميانِ «تدوين و تعبّد» و «منع از تدوين و اجتهاد» ملازمه هست .
به عنوان مثال : عمّار از گروه تعبّد محض است (چنان كه در آينده روشن خواهيم ساخت) هرچند مُدوّنى ندارد ، و عمر و زيد بن ثابت (و ديگران) از گروه اجتهاد و رأياند ، هرچند داراي مدوّناتی میباشند ؛ زيرا با استقراء درمييابيم كه نوشتههاشان فراتر از آراي شخصي آنها نيست و مرويات آنها در همين قالب میگنجد .
بنابراين مقصود از اهل تدوين ، متعبّداناند ؛ و اينان در رأس مخالفانِ مكتب اجتهاد و رأي قرار دارند .
ب) از ياران علي ١ و جان فشانان در ركابش[٦٣٧]
از وارسي اين بحث نيز حقايق مهم ديگري ـ در اين راستا ـ به دست آمد :
١ - ضعفِ سخن كساني كه میگويند رسول خدا ٠ ازتدوين حديثش نهي فرمود .
٢ - در عهد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم تدوين علم به امر آن حضرت صورت میگرفت ، و اين
[٦٣٧]. گرچه در آينده ما فقه انصار را به اين دو میافزاييم تا صحابه داعيانِ تعبّد محض را بشناسيم و اينكه مكتب «تعبّد محض» بیشتر پیرامونِ اين سه محور میچرخد.