منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٩٣
سوي خداست .[٥٩١]
نيز از اُبَي بن كعب رسيده است كه گفت :
سوگند به خداي كعبه ، اهل عقد [بيعت بر خلافت] هلاك شدند! براي آنان اندوهگين نيستيم ، ليكن تأسفم براي مسلماناني است كه هلاك میشوند .[٥٩٢]
و در روايت ديگر آمده است كه گفت :
در اين باره ، سخني خواهم گفت! باكي ندارم كه زندهام بداريد يا مرا بكشيد .[٥٩٣]
ابو صلاح ، تقي الدَّين حلبي (م ٤٤٧ هـ) آورده است كه اُبَي و ابن مسعود ، در عهد اول ـ پس از درگذشت پيامبر ـ بر ولاي آل البيت استوار ماندند و به آنان اختصاص داشتند .[٥٩٤]
وي میافزايد : اُبي در پايان عمر ـ اگر مرگش نمیرسيد ـ قصد داشت آنچه را در ضميرش هست آشكار سازد .[٥٩٥]
وي از دوازده نفري است كه با ابوبكر ـ بدان جهت كه عهدهدار خلافت شد و امام اميرالمؤمنين ١ را پس زد ـ دشمني ورزيدند .[٥٩٦]
اُبَي با رنج و تلخ كامي اين حادثه بزرگ را تحمّل كرد و با اين سخن كه :
[٥٩١]. السقيفه وفدك: ٤٩؛ و به نقل از آن در شرح نهج البلاغه ٢: ٥١ و ٥٢.
[٥٩٢]. مسند طيالسي ١: ٧٥، حديث ٥٥٥؛ مسند ابن جعد ١: ١٩٧، حديث ١٢٩١؛ مصنّف ابن ابي شيبه ٧: ٤٦٨، حديث ٣٧٢٩٥؛ مسند احمد ٥: ١٤٠، حديث ٢١٣٠١؛ حلية الأولياء ١: ٣٥٢ (و جلد ٣، ص١١١)؛ الجامع (معمر بن راشد) ١١: ٣٢٢ (به اسناد از حذيفة بن يمان).
[٥٩٣]. طبقات ابن سعد ٣: ٥٠٠؛ تاريخ دمشق ٧: ٣٤٠؛تهذيب الكمال ٢: ٢٧٠؛ سير أعلام النبلاء ١: ٣٩٩.
[٥٩٤]. تقريب المعارف: ١٦٨؛ بنگرید به، سفينة البحار ١: ٨.
[٥٩٥]. قاموس الرجال ١: ٢٣٧.
[٥٩٦]. خصال صدوق ٢: ٤٦١.