منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨٩
ديگر ندانم .[٥٨٧]
اين حقايق تاريخي ـ به روشني تمام ـ نشانههای اختلاف را ميانِ صحابه مینماياند و اينكه بيشتر اين اختلافها در فقه و احكامِ شرعي جزئي است ، و عمر با اجرای سياستِ جديدش میخواست صحابه را وادارد كه به رأي او تن دهند و آنان راضي به اين كار نمیشدند ؛ چراكه [پيش از آن در زمان پيامبر و به همراه آن حضرت] بر ميّت پنج تكبير میگفتند ، و ميان طلوع فجر و طلوع خورشيد و هنگام غروب ، نماز میگزاردند و در عهد پيامبر ٠ مُتعه میكردند و . . .
چون عُمَر ديد اِلزام نظراتش بر آنان سخت است ، به تميم داري گفت : مقصودم شما نيستيد!
آري ، از اصول سياست جديد عُمَر اين بود كه فتوايش را به اجرا درآورد ؛ و از اين روست كه عمّار به او میگويد : «اگر بخواهي اين حديث را باز نمیگويم» و از اينجاست دل آزردگي اُبَي بن كعب و اين سخن او كه : «والله ، اگر دوست داري خانه نشين میشوم ، و براي اَحَدي چيزي را حديث نمیكنم» .
همه اين احاديث ، از وجود فشار و تهديد خبر میدهد . پيش از اين ، سخن عُمَر به عمّار گذشت كه گفت : «آنچه را بر عهده داري ، به تو میسپاريم» و ابو موسي اشعري را به زدن تهديد كرد و تميم داري و ابو هُرَيره را زد ـ و ديگر فشارها و تهديدها و ترساندنها ـ كه همه بيانگر آن است كه در آن عصر ، ميان اين دو مكتب[٥٨٨] در انديشه و روش ، برخورد وجود داشت .
پس از آگاهي از اين واقعيّت ها ، هيچ كس نمیتواند نهي عُمَر را از تدوين سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم انكار كند ؛ زيرا كوششهای آنان را (براي تضعيف اخبار نهي از تدوين و
[٥٨٧]. سنن بيهقي ٦: ٢٢٢، حديث ١٢٠٣١ (و به نقل از آن در كنز العمّال ١١: ٢٥، حديث ٣٠٤٧٩)؛ و بنگرید به، مصنّف عبدالرزّاق ١٠: ٢٨٨.
[٥٨٨]. مقصود مكتب تعبّد به كتاب و سنّت، و مكتب اجتهاد و رأي است (م).