منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨٦
احمد در مسندش ، از عبد الأعلي روايت میكند كه گفت :
پشتِ سر زيد بن اَرقم بر جنازهای نماز گزاردم ، او پنج تكبير گفت .
ابو عيسي ، عبدالرَّحمان بن ابي ليلا (فقيه دولت در زمان خودش) برخاست و دست او را گرفت و گفت : فراموش كردي؟
پاسخ داد : نه ، ليكن پشت سر خليلم ابوالقاسم نماز گزاردم ، او پنج تكبير گفت! من هرگز آن را ترك نخواهم كرد .[٥٧٩]
طحاوي ، به سندش از يحيي بن عبدالله تيمي ـ روايت میكند كه گفت :
با عيسي (غلام آزاد شده حُذَيفة بن يمان) بر جنازهای نماز گزاردم ، او پنج تكبير گفت ، سپس رو به ما كرد و گفت : به وهم نيفتادم و فراموش نكردم ، ليكن همان گونه تكبير گفتم كه مولا و ولي نعمتم ـ حُذَيفة بن يمان ـ بر جنازهای نماز گزارد و بر آن پنج تكبير گفت ، آن گاه رو به ما كرد و گفت : اين كار ، توهّم و فراموشي نبود ، ليكن چنان تكبير گفتم كه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم تكبير گفت .[٥٨٠]
از وَبَرَة بن عبدالرَّحمان روايت شده كه گفت :
مردي نزد ابن عمر آمد و گفت : آيا در حالي كه مُحرِم هستم ، خانه خدا را طواف كنم؟
پرسيد : چراكه نه؟
گفت : فلاني ما را از اين كار باز میدارد [و میگويد بايد صبر كرد] تا مردم از «موقف» بازگردند! به نظرم میآيد كه دل به دنیا داده است ، سخنِ تو ـ پیش ما ـ دلچسبتر است!
[٥٧٩]. مسند احمد ٤: ٣٧٠؛ شرح معاني الآثار ١: ٤٩٤.
[٥٨٠]. مسند احمد ٥: ٤٠٦، حديث ٢٣٤٩٥،؛ شرح معاني الآثار ١: ٤٩٤؛ تاريخ بغداد ١١: ١٤٢، رقم ٥٨٤٠؛ مجمع الزوائد ٣: ٣٤.