منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨٤
ـ چگونه است كه ابوبكر و عُمَر در برخورد با احاديث ، موضع گيري واحد و هماهنگي دارند؟ هر دو احاديث را آتش میزنند ، نه اينكه مانند ابن مسعود و ديگران ، آنها را در آب محو سازند يا در زمين دفن كنند؟
اين ، در حالي است كه جريان فكري اكثر صحابه ، ضد اتلافِ احاديث بود ، ليكن مكتب اجتهاد- که اينک بر اريكه قدرت بود - جز اجراي آنچه را مصلحت میانگاشت برنمي تافت .
ـ چرا بايد اين اهانت روي دهد و به آرا و نظرات صحابه ـ با اين كه با احاديث پيامبر و سيره آن حضرت و روح شريعت همسو و هماهنگ بود ـ اعتنا نشود؟
پاسخ اين پرسشها را از نصوصي كه پيش از اين گذشت و در آينده خواهد آمد ، میتوان دريافت .
در اينجا حديث ديگري را میآوريم كه سعيد بن جُبَيْر از ابن عبّاس درباره مُتعه نقل میكند و اينكه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم متعه كرد . عُروة بن زُبير ـ در مجلس ابن عباس ـ گفت : ابوبكر و عمر از مُتعه بازداشتند .
ابن عبّاس پرسيد : اين مردك ، چه میگويد؟
گفتم : میگويد : ابوبكر و عمر از متعه نهي كردند!
ابن عبّاس گفت : مینگرم كه هلاك خواهيد شد! من میگويم : پيامبر فرمود ، شما میگوييد : ابوبكر و عُمَر نهي كردند ![٥٧٢]
ابن حَزْم و ابن عبدالبَرّ روايت كردهاند كه ابن عبّاس گفت :
والله ، فرجامِ شما را عذابِ الهي میبينم! من برايتان از پيامبر میگويم و شما از ابوبكر و عُمَر حديث میآوريد ![٥٧٣]
[٥٧٢]. مسند احمد ١: ٣٣٧، حديث ٣١٢١؛ زاد المعاد ٢: ٢٠٦ (متن روايت از اين كتاب است)؛ إرشاد النقّاد إلي تيسير الاجتهاد: ٢٤ ـ ٢٥.
[٥٧٣]. حجّة الوداع (ابن حزم) ١: ٣٥٣؛ التمهيد ٨: ٢٠٨؛ زاد المعاد ٢: ٢٠٦.