منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٧١
او را زدي .[٥٤١]
روايت شده كه عُمَر نماز مغرب را بي قرائت گزارد ، پس از پايانِ نماز به او گفته شد : قرائت را ترك كردي!
گفت : ركوع و سجود چگونه بود؟
گفتند : خوب و نيكو .
گفت : اشكالي ندارد .[٥٤٢]
در حالي كه ـ به روايت صحيح ـ از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسيده است : كسي كه فاتحة الكتاب را نخوانَد ، نمازي براي او نيست .[٥٤٣]
از عمر رسيده است كه او پسرش عبيدالله را بدان جهت كه كنيه ابو عيسي بر خود نهاد ، كتك زد با اين توجيه كه «عيسي» و «يحيي» پدر نداشتند .[٥٤٤]
هِشام بن عُروَه از پدرش نقل میكند كه : عمر روز جمعه ـ بر فراز منبر ـ آيه سجده را خواند ، از منبر پايين آمد و سجده كرد و مردم با او سجده كردند .
جمعه ديگر همان آيه را قرائت كرد ، مردم براي سجده آماده شدند ، گفت : به من توجّه كنيد! خدا سجده را بر ما ننوشت مگر اينكه خود بخواهيم! عمر ـ خود
[٥٤١]. سنن بيهقی ٨: ٣١٧ و ٣١٨؛ شرح نهج البلاغه ١٢: ١٣٧، خطبه ٢٢٣؛ الفائق ٤: ١١٩؛ فتح الباری ١٢: ٧٣.
[٥٤٢]. سنن بيهقي ٢: ٣٤٧، حديث ٣٦٧٨.
[٥٤٣]. صحيح بخاري ١: ٢٦٣، حديث ٧٢٣؛ صحيح مسلم ١: ٢٩٧، حديث ٣٩٥؛ سنن دارمــي ١: ٣١٢، حديث ١٢٤٢؛ سنن ابي داود ١: ٢١٧، حديث ٨٢٢ ـ ٨٢٣؛ سنن ترمذي ٢: ٢٥ و ٢٦؛ مسند احمد ٢: ٢٤١، حديث ٧٢٨٩ و١٠٢٠١.
[٥٤٤]. مصنّف عبدالرزّاق ١١: ٤٢؛ سنن ابي داود ٤: ٢٩١، حديث ٤٩٦٣؛ سنن بيهقي ٩: ٣١٠؛ تيسير الوصول ١: ٤٧؛ شرح نهج البلاغه ١٢: ٤٤ (عبارت متن از اين كتاب است).
در «طبقات ابن سعد ٥: ٦٩» از عُمَر نقل شده است كه وي هر بچه اي را كه نام پيامبر را داشت [اسمش محمّد بود] گرد آورد و در خانه اي واردشان ساخت تا نامهاشان را تغيير دهد! پدرانشان آمدند و شاهد آوردند كه رسول خدا٠ همه آنها را نام گذارده است، آن گاه عمر رهاشان كرد