منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٥٦
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم دل آنان را به دست میآورد به اين صورت كه : گاه آنان را فرمانده گروهي میساخت ، و گاه در بعضي امور با آنان به مشورت میپرداخت ، و گاه مال به آنها میداد و . . .
اين مسئله ، ويژه دوران ضعف اسلام و نيرومندي آن نبود ، بلكه پيامبر میخواست كه ايمانِ آنها زباني نباشد و با دل و جان اسلام را بپذيرند .
اكنون میپرسيم : اگر توجيه عُمَر درباره سهم «مؤلفه قلوبهم» درست باشد و اسلام كه قوي شد نيازي به اين كار نباشد ، معناي سخني كه دكتر «محمّد عجاج خطيب» از مسند احمد نقل میكند ، چيست؟ وي میآورد :
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم صحابه و كساني را كه همراهش بودند ، روز فتح مكّه دستور داد كه شانهها را برهنه سازند و در طواف هَرْوَلَه كنند تا مشركان نيرومندي و چابكي آنان و شوكتِ دولتِ اسلام را ببينند! عمر ـ در عهد خودش ـ به نظرش آمد كه ديگر دليلي براي اين كار وجود ندارد ، به همين جهت گفت :
اكنون چرا دويدن و بازو نماياندن! خدا اسلام را ثابت و استوار ساخت و كفر و اهلش را از بين بُرد!
با وجود اين ، چيزي را كه در عهد پيامبر انجام میداديم وانميگذاريم .[٥١١]
عُمَر يا از متعبّدان است (چنان كه از اين حديث برمي آيد) يا از مجتهدانی كه در پي مصلحت شناسياند (همان گونه كه از وي ثابت است) اگر از متعبّدان است چرا در سهم «مؤلفة قلوبهم» به عمل پيامبر اقتدا نمیكند؟ و اگر از مجتهدان است ، در این اجتهادش ، چه چیزی را بر عمل پيامبر ترجيح میدهد؟
[٥١١]. السنّة قبل التدوين: ٨٦؛ به نقل از مسند احمد ١: ٤٥، حديث ٣١٧ (به اسناد صحيح) و به نقل از آن در سنن ابي داود ٢: ١٧٨، حديث ١٨٨٧.