منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٤٨
در اين باره ، خداي سبحان آياتي را نازل فرمود :
فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ ؛[٤٩٢]
تا اجازهتان ندادهاند ، به خانههای ديگران داخل نشويد .
إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ ؛[٤٩٣]
به خانههای ديگران درنياييد مگر اينكه اجازهتان دهند .
اجازه خواستن براي ورود بر ديگران (پيش از آنكه امر الهي باشد) از اَخلاق و آداب انساني است .
به راستي ، سبب تهديد ابو موسي به كتك چه بود؟ آيا بررسي و كسب اطمينان از حديث ، موجب اين امر شد؟
اگر ابو سعيد خُدري به نهي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم شهادت نمیداد و اينكه نبايد بر كسي وارد شد مگر پس از اذن ، ابو موسي چه میتوانست بكند؟
آيا اين موضع گيري خليفه ، انسان را درباره عدالت صحابه (كه گفتهاند صحابه ـ همهشان ـ عادلاند) به شك نمیاندازد؟
اگر ابو موسي صحابي عادل است ، وارسي سخن او چه معنايي دارد؟
چرا عُمَر در صدور احكام بر صحابه ، درنگ نمیورزد و در پي تحقيق و اثباتِ آنچه میگويد ، برنميآيد؟!
اگر از سخنِ خود دست كشيم و بپذيريم كه عُمَر میخواست درباره اين خبر تحقيق كند ، معناي خبري كه اكنون میآوريم چيست؟
دواليبي در المدخل إلي علم أُصول الفقه از ابو عُبَيد ، قاسم بن سَلاّم (در كتاب الأموال) نقل میكند كه :
يك اَعرابي نزد عُمَر آمد و گفت : در سرزمينهایمان هنگامِ جاهليّت جنگيديم ؛ و در زمان اسلام ، مسلمان شديم! چرا آنها را قُرُق میكني؟
[٤٩٢]. سوره نور (٢٤) آیه ٢٨.
[٤٩٣]. سوره احزاب (٣٣) آیه ٥٣.