منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٤٧
درباره كتاب خدا ، از من بپرسيد! به خدا سوگند ، آيهای نيست جز اينكه میدانم در شب نازل شد يا در روز ، در دشت فرود آمد يا در كوه .
براي تأكيد موضوع ، نصوص ديگري را میآوريم :
بخاري از عُبَيد بن عُمَير نقل میكند كه : ابو موسي سه بار اجازه خواست كه نزد عُمَر بيايد (گويا او را مشغول يافت) بازگشت . عُمَر گفت : مگر صداي عبدالله بن قَيس (ابو موسي) را نمیشنويد ، اجازهاش دهيد! پس او را صدا زد و پرسيد : چه چيز تو را به اين كار (بازگشتن پس از اجازه نيافتن) واداشت؟
ابو موسي گفت : ما به اين كار امر شديم (اجازه خواستن تا سه دفعه است ، اگر شخص اجازه نداد بايد برگشت) .
عمر گفت : بايد براي سخنت بيّنه آوري وگرنه تو را تعزير (ادب) میكنم .
ابو موسي سوي مجلس انصار روانه شد ، آنان گفتند : كوچك ترين ما بر اين امر برايت شهادت میدهد!
ابو سعيد برخاست و گفت : ما به همين شيوه ، امر شديم .
عُمَر گفت : امر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر من پوشيده ماند ، داد و ستد مرا به خود مشغول ساخت .[٤٩٠]
نَووي بر سخن ابو سعيد اين گونه تعليق میزند :
معنايش اين است كه اين سخن ميانِ ما مشهور میباشد كوچك و بزرگمان آن را میشناسد ، حتّي كوچك ترين ما آن را از رسول خدا شنيد و حفظ كرد .[٤٩١]
[٤٩٠]. صحيح بخاري ٦: ٢٦٧٦، حديث ٦٩٢٠؛ صحيح مسلم ٣: ١٦٩٤، حديث ٢١٥٣ (نص از اين مأخذ است) مسند احمد ٤: ٤٠٠، ٤٠٣؛ سنن ابن ماجه ٢: ١٢٢١، حديث ٣٧٠٦؛ مصنّف ابن ابي شيبه ٥: ٢٦٨، حديث ٢٥٩٦٨.
[٤٩١]. شرح النووي علي صحيح مسلم ١٤: ١٣١؛ عون المعبود ١٤: ٥٧.