منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٤٠
عُمَر و ديگران به اَصحاب مراجعه میكردند تا سنّتِ رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را برايشان بازگويد .
عُمَر چگونه اين سخن را بر زبان میآورد كه «ولم يسنّ رسولُ الله فَاقْضِ بما أجمعَ عليه الناس» ؛ اگر در سنّت پيامبر نبود ، به آنچه مردم بر آن اجماع دارند قضاوت كن؟!
آيا آنچه را از قرآن و سنّت درنيافتيم ، از سنّت پيامبر نيست تا اين سخن عُمَر درست باشد كه : اگر خواستي به رأي خود اجتهاد كن و پيش قدم شو ، و اگر خواستی احتیاط را در پیش گیر و به تأخير انداز؟!
آيا اين ، همان رأيي نيست كه در روايات از آن نهي شده است؟
آيا اين سخن ، بر خلافِ نص ديگري نيست كه عُمَر میگويد :
اي مردم ، در دين ، رأي را متهم سازيد! من فرمانِ رسول خدا را به رأي خود برنتافتم ـ و به خدا سوگند از حق بازنگشتم ـ در روز ابي جَنْدَل ، كاتبان پيش رسول خدا و اهل مكّه بودند ، پيامبر فرمود : بنويسيد بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ گفتند : به نظرت میآيد كه ما تو را در آنچه میگويي تصديق میكنيم؟! ليكن بنويس : «باسْمك اللّهمّ» (بارالها ، به نام تو) .
رسول خدا به اين كار راضي شد و من ابا ورزيدم تا اينكه رسول خدا به من گفت : «من راضيام و تو اِبا میكني!» پس راضي شدم.[٤٧٥]
آيا قائل به رأي از كساني نيست كه آشنايي با سنّت را ناچيز میانگارد ؛ چراكه عُمَر میگويد :
بپرهيزيد از اصحاب رأي! زيرا آنان دشمنانِ سنّتاند ؛ از اينكه
[٤٧٥]. المعجم الكبير ١: ٧٢، حديث ٨٢؛ المدخل الي السنن الكبري ١: ١٩٢، حديث ٢١٧؛ و بنگرید به، فتح الباري ١٣: ٢٨٩.