منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣٦
در نامه عُمَر به شُرَيْح آمده است :
اگر در كتابِ خدا چيزي را يافتي به آن حكم كن و سخنان رجال نبايد تو را از آن منحرف سازد ، و اگر مسئلهای پيش آمد كه در كتاب خدا نيست به سنت رسول خدا بنگر و به آن قضاوت نما ، و اگر حادثهای رخ داد كه در كتاب و سنّت وجود ندارد به اجماع مردم در آن رجوع كن و آن را برگير .
و اگر موضوعي بود كه در كتاب و سنّت نمیباشد و احدي پيش از تو در آن سخني نگفته است ، يكي از دو امر را برگزين ؛ خواستي به رأيت اجتهاد كن و پيش گام در آن باش ، و اگر خواستي حكم را به تأخير انداز ؛ و من تأخُّر را برايت بهتر میدانم .[٤٦٧]
و در نامه عُمَر به ابو موسي اشعري آمده است :
اَشباه و اَمثال را بشناس ، سپس امور را با آنها قياس كن ؛ و به دوست داشتني ترين آنها نزد خدا و شبيه ترين آنها به حق ، روي آور .[٤٦٨]
ابن حَزْم در صدور اين نامه از عُمَر به والياش ابو موسي شك میكند ، ليكن نامه به شُرَيح را میپذيرد ، هرچند خدشههایی در آن دارد .[٤٦٩]
دكتر ناديه شريف عمري ، مینويسد :
عُمَر اصطلاح قياس را در نامهاش به ابو موسي به كار برده است ، ليكن اين اصطلاحات و قواعد ـ با اين عنوانها ـ در آن زمان شايع نبود .[٤٧٠]
اين سخني است درست ؛ زيرا قياس ـ به مفهوم اصطلاحياش ـ پس از دوره
[٤٦٧]. سنن دارمی ١: ٧١، حديث ١٧٧؛ مصنّف ابن ابی شيبه ٤: ٥٤٣، حديث ٢٢٩٩٠؛ سنن بيهقی ١٠: ١١٥.
[٤٦٨]. سنن دارقطنی ٤: ٢٠٦ ـ ٢٠٧، حديث ١٥ ـ ١٦؛ سنن بيهقی ١٠: ١٥٠؛ شرح نهج البلاغه ١٢: ٩١.
[٤٦٩]. مناظرات في اُصول الشريعة بين ابن حزم والباجی: ٣٩٨ (به نقل از الإحكام ٧: ٤٤٣).
[٤٧٠]. اجتهاد الرسول: ٣٢٦.