منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢٦
اين مذهب (و ديدگاه) از عُمَر مشهور است .[٤٤٧]
بخاري ، از اَعْمَش ، از شقيق نقل میكند كه گفت :
با عبدالله و ابو موسي اشعري نشسته بودم ، ابو موسي گفت : اگر مردي جُنب شود و يك ماه آب نيابد ، آيا نبايد تيمّم كند و نماز بگزارد؟ با اين آيه در سوره مائده چه میكنيد كه فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً ؛[٤٤٨] اگر آب نيافتيد بر زمين پاك تيمّم كنيد .
عبدالله گفت : اگر در اين حال به مردم اجازه داده شود ، آنان هنگامي كه آب سرد باشد به تيمّم روي میآورند .
پرسيدم : تنها بدين جهت تيمّم را نمیپسنديد؟
گفت : آري .
ابو موسي گفت : آيا سخنِ عمّار را نشنيدي كه به عمر گفت : رسول خدا مرا فرستاد . . .[٤٤٩]
اين روايات ، ثابت میكند كه عُمَر ، پشت پردة اين حكم شرعي (و ديگر احكام) بود و با آيهای كه در اين زمينه نازل شد و پيامبر آن را تبيين كرد ، به مخالفت برخاست . به همين جهت ، عمّار و ابو موسي احتجاج كردند و فقهاي مسلمان اين حكم را ـ كه عمر بنيان نهاده بود ـ غريب دانستند .
پس نمیتوان گفت كه چنين فتواها و اظهارنظرهايي شرعيّت دارند و صحابه از حقّ اجتهاد مطلق برخوردارند و میتوانند براساس دريافتِ روح تشريع فتوا دهند ، و معتبر دانستنِ آنها دين است ، نه چيز ديگر .
اگر اين فرض درست باشد ، براي عُمَر شايسته نبود كه عمّار را به سكوت
[٤٤٧]. فتح الباري ١: ٤٤٣، حديث ٣٣١.
[٤٤٨]. سوره مائده (٥) آیه ٦.
[٤٤٩]. صحيح بخاري ١: ١٣٣، حديث ٣٤٠؛ صحيح مسلم ١: ٢٨٠، حديث ٣٦٨؛ سنن ابي داود ١: ٨٧، حديث ٣٢١؛ مسند احمد ٤: ٢٦٤؛ سنن دارقطني ١: ١٧٩، حديث ١٥.