منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢١
مذهبي خاص شكل گرفت كه داراي احكام فرعي ويژه خود بود .[٤٣٦]
اين مطلب مینماياند كه تعدّد مراكز افتا به اختلاف در رأي و اجتهاد میانجامد ، اين اختلاف گاه ميان صحابه روي میداد وگاه ميان صحابه و خليفه .
دكتر مدكور اين حقيقت را به عبارت ديگر ، روشن میسازد و مینويسد :
اجتهاد صحابه در قياس باز نايستاد ، بلکه تمام وجوه نظريه پردازی را دربر گرفت . تكيه گاهشان در اين عرصه ، بديهت و فطرت و دريافتشان از روح تشريع بود ، همراه با حفظ كامل اساس عقلي كه رأي بر آن استوار است و نقشي كه در اظهار احكام شرعي ادا میكند .
بر اين اساس ، آنان با روشن بيني اجتهاد میكردند و اجتهاداتشان گوناگون بود ؛ بعضي تكيه بر قياس داشت و بعضي بر مصلحت ، و همين طور نسبت به مصادر عقلي كه بعدها با نامهای اصطلاحي شناخته شد .[٤٣٧]
وي سپس میگويد :
طبيعي است كه اختلافِ نگرشها و تفاوت در فتاوا و احكام ، بر اجتهاد به رأي ترتّب داشت و چون همراه با اين امر ، فقها در سرزمينها پراكنده شدند ، سرآغازِ خط مشيهای مختلفي شدند كه مكتب حديث و مکتبِ رأي از آن پديد آمد .[٤٣٨]
دكتر مصطفی ديب البغا ، در مقام بيان دلايل منکران حجيّت قول صحابي ، میگويد :
صحابه در مسائلي اختلاف كردند و هر كدامشان مذهبی مخالف با
[٤٣٦]. خلاصة تاريخ التشريع الإسلامي: ٧٢.
[٤٣٧]. مناهج الاجتهاد في الإسلام: ٧٩ ـ ٨٠.
[٤٣٨]. همان.