منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢١٧
طبيعي است كه تداوم پديده تخطئه خليفه ، به تضعيف مركزِ خلافت منجر میشد و از جايگاه اجتماعي او نزد مسلمانان میكاست و در نتيجه ، بر کیانِ خلافت اسلامي اثر میگذاشت ؛ زيرا خليفه میديد كه صحابه ـ به ويژه محدِّثان آنها ـ پيوسته در تخطئه او میكوشند و اين ديدگاهها (كه گاه خطاي عمر را نمايان میساخت و گاه شك برانگيز بود) اگر ادامه میيافت ، گستاخي صحابه را در برابر شخصيّتِ عمر و ايستادگي آنها را در مقابل آراي او در پي داشت .
از اين رو ، عمر بر خود لازم ديد كه خط مشي جديدي را پی ریزد تا اين خطاگيري و تصحيح نظرات را ـ كه صحابه در پيش گرفتهاند ـ از سر راه بردارد و در برابر راههای پيشروی اين پديده ، سدّی ايجاد کند تا بعدها توجيهي براي كارهايش شكل گيرد و تصحيحگر اجتهاداتش باشد .
زيرا مقايسه فتواهاي عُمَر با قرآن و احاديث پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و سپس بيانِ وجوه اختلاف ميان آن دو و اصول تشريع ، مردم را به رودررويی با عُمَر سوق میداد و وادارشان میساخت كه در برابر نظرات و آرای خود ساخته او بايستند و اين امر ، تضعيف جايگاه او در نزد مردم به شمار میرفت و او را در موضع انفعالي براي پذيرش آنچه مخالفان مطرح میكردند ، قرار میداد .
عُمَر ضروري ديد كه ديدگاه «مصلحت شناسي» را (كه در زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم داشت) تقويت كند ، و نظريه اجتهاد را زنده سازد و به صحابه تعميم دهد تا در فتواهايش معذور باشد .