منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٠٠
هيچ كس پوشيده نبود و ابوبكر و عمر و ديگران میدانستند كه در برابر نصّ نبايد اجتهاد كرد ، هرچند بعضي جاها از اوامر پيامبر روي برمي تافتند ودر برابر نص اجتهاد میورزيدند .
به ضرورت میدانيم كه :
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فتوا میداد و برای یاران حاضر ، حکم صادر میکرد و برای کسانی که حضور نداشتند ، تنها زمانی حجت استوار میشد که يک يا دو نفر ـ و يا شماری ـ از کسانی که تبانی آنان بر دروغ ، محال نبود ؛ آن را نقل کنند .[٤٠٧]
ابن حَزْم ، پس از اين سخن ، میافزايد :
بعضي از صحابه را میيابيم كه به حديثي دست میيابد و آن را چنان تأويل میكند كه از ظاهرش خارج میشود ، و میيابيم كه آنان اقرار و اعتراف میكنند كه بسياري از سنن به دستشان نرسيد . حديث مشهور از اَبو هُرَيره همين را میگويد : «برادرانِ مهاجرم را خريد و فروش بازار به خود مشغول ساخت و برادرانِ انصارم را سامان دهي اموالشان به خود سرگرم كرد» .[٤٠٨]
از اينجا روشن میشود كه ترسيم سيمايي براي عمر كه به او جايگاهی ويژه (بلند و برتر از همه) بخشد ، ناشي از نوعي علاقه افراطی به وی است كه شخص خليفه آن را نمیپسندد و از آن بيزاري میجويد .
[٤٠٧]. الإحكام في اُصول الأحكام ١: ١٠٨.
[٤٠٨]. الإحكام في اُصول الأحكام ٢: ١٥١ (حديث ابو هريره در منابع ديگر نيز آمده است؛ مانند صحيح مسلم ٤: ١٩٤٠، حديث ٢٤٩٢؛ دلائل النبوّه (اصبهاني ١: ٨٦، حديث ٧٨؛ سير أعلام النبلاء ٢: ٥٩٥).