منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٩
به پيامبر نسبت دادهاند كه فرمود : اگر پس از من پيامبري وجود میداشت ، البته كه عمر بن خطّاب بود .[٤٠٣]
يا فرمود : در اُمّتهای پيشين كساني مُحدَّث بودند ، در اُمّتِ من اگر از آنها شخصي باشد ، عمر بن خطّاب است .[٤٠٤]
و ديگر مبالغه گوييها كه انگيزهها و عوامل زيادي در وراي آنهاست .
بسي روشن است كه اگر ابوبكر و عمر به چيزي اختصاص يافته بودند به بيانِ احكام دست میيازيدند و به پرسش از صحابه نمیپرداختند و ميان منقولات و آراي آنها اختلاف رخ نمیداد و در برابر نقلهای ديگران و آراي صحابه از فتوايشان برنمي گشتند و امر بدانجا نمیرسيد كه عمر بگويد : «كُلُّ النّاس أَعْلَم مِن عُمَر»[٤٠٥] (همه مردم از عمر داناترند) و در نقل ديگر هست كه گفت : «حتّی رَبّاتِ الحِجال»[٤٠٦] (حتّي دوشيزگان در سراپردهها) .
بنابراين ، در آغاز ، تعبّد به حكمِ خدا و پيامبر ، معیار اصلي در شناخت احكام دانسته میشد . همه ، اين را میدانستند و در اين فاصله از تاريخ اسلام اين امر بر
[٤٠٣]. سنن ترمذي ٥: ٦١٩، حديث ٣٦٨٦؛ مستدرک حاکم ٣: ٩٢، حديث ٤٤٩٥؛ مسند احمد ٤: ١٥٤؛ فتح الباري ٧: ٥١.
[٤٠٤]. صحيح بخاري ٣: ١٢٧٩، حديث ٣٢٨٢ (و جلد ٣، ص١٣٤٩، حديث ٣٤٨٦)؛ صحيح مسلم ٤: ١٨٦٤، حديث ٢٣٩٨ (ابن وَهْب گويد: «مُحَدَّثون» يعني الهام شدگان)؛ سنن ترمذي ٥: ٦٢٢، حديث ٣٦٩٣ (سفيان بن عُيَيْنه میگويد: «مُحدَّثون» يعني افهام شدگان)؛ سنن نسائي ٥: ٣٩، حديث ٨١١٩.
[٤٠٥]. تفسير كشّاف ١: ٢٥٨؛ شرح نهج البلاغه ١: ١٨٢؛ تفسير قُرطبي ١٤: ٢٧٧ و ديگر منابع.
[٤٠٦]. شرح نهج البلاغه ١: ١٨٢.