منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٨
دو توجيه ديگر
بعضي نهي عُمَر را از نقل و تدوين حديث ، اين گونه توجيه كرده اند :
اينکه عُمَر میخواست روايت از پيامبر محدود شود ، از سر احتياط و به خاطر بيم از انتشارِ روايات نادرست بود تا سنّت در امان بماند . فرمان عُمَر كساني را كه حديثشان بر پايه ای محکم ، استوار بود و فهم دقيقی نسبت به حديث و حکم آن داشتند ، در برنميگرفت .[٣٧٢]
چنين سخنانی ، هر هوشمندی را به شگفتی وا میدارد ، چراكه اينجا جاي احتياط نيست . مُحدِّث اگر مورد اعتماد و راست گو باشد ، منع وي از تحديث و احتياط در آن معنا ندارد ؛ به ويژه اينكه درباره بعضي از راويان از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم سخناني رسيده باشد كه بر ارجمندي و راست گوييشان دلالت كند .
احتياط در اين بود كه عُمَر اَمثال اينان را بر حديث گويی (و نقل آنچه از پيامبر شنيدهاند و دريافت كردهاند) تشويق میكرد تا بخشي از سنّت پيامبر براي مردم ناشناخته نماند و مسلمانان در گرداب جهل به احكام گرفتار نشوند .
امّا احتياط به معناي احتمال خطاي راوي يا سهو يا نسيانِ او . . . در خودِ كلام خليفه نيز جريان دارد ، و نمیتواند ديگران را به كاري ملزم سازد و خود را استثنا كند .
در شگفتيم از كساني كه میپندارند «نهي عُمَر كساني را كه احادیث استوار را بر زبان میآوردند و فقه حدیث و حکمِ آن را میدانستند» شامل نمیشد ، با اينكه عُمَر ابوذر و ابن مسعود و ابو مسعود انصاري و ابو درداء
[٣٧٢]. السنّة قبل التدوين: ١٠٥.