منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٦
كعب گفت : پس از تو خليفهای آيد كه گروه ظالم او را میكشند!
عُمَر پرسيد : پس از آن چه میشود؟
كعب گفت : سپس بلا (گرفتاري و محنت) است .[٣٦٦]
عُمَر در خطيرترين امور (يعني خلافت) با كعب مشورت میكرد ، از خلافتِ علی علیهالسلام پرسيد و گفت :
درباره علي چه میگويي؟ نظرت را برايم بگوي!
كعب گفت : او اجتهاد به رأي را نمیپسندد و به آن عمل نمیكند ؛ مردي است كه ديني متين دارد ، از بي ناموسي چشم نمیپوشد و از لغزش نمیگذرد .[٣٦٧]
كعب پيش عمر آمد تا او را از مرگش ـ براساس آموزههای تورات ـ باخبر سازد ، به او گفت :
اي امير مؤمنان ، وصيت كن كه تو در سه روز آينده خواهي مُرد!
عُمَر پرسيد : از كجا میداني؟
كعب پاسخ داد : در كتاب خدا «تورات» اين گونه يافتم .[٣٦٨]
افزون بر اینها ، بخاري روايتي را میآورد كه به توجيه ارائه شده (از سوي ابن حزم و پيروانش) مُهر بطلان میزند ؛ زيرا جواز نقل حديث از بني اسرائيل را روايت میكند :
از ابو هُرَيره روايت میکند كه گفت :
اهل كتاب ، تورات را به «عبراني» میخواندند و براي مسلمانان به عربي تفسير میكردند .
[٣٦٦]. المعجم الكبير ١: ٨٤؛ هيثمي در «مجمع الزوائد ٩: ٦٥» اين روايت را میآورد و میگويد: «طبراني آن را روايت كرده و رجال آن ثقهاند».
[٣٦٧]. شرح نهج البلاغه (ابن ابي الحديد) ١٢: ٨١.
[٣٦٨]. تاريخ طبري ٣: ٢٦٤.