منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٣
خود و اَحَدي از مردم مخوان . اگر بشنوم كه آن را خواندي يا براي ديگران قرائت كردي ، به سختی مجازاتت كنم .
آن گاه به او گفت : بنشين ، و سرگذشت خود را در اين باره نقل كرد كه : من در زمان پيامبر از روي كتابهای يهوديان نسخهای را نوشتم و [٣٥٧]
اگر آن که از روی کتابهای اُمتهای پيشين رونويسی کرد ، در پی تبيين نادرستی متن مورد نظر يا پاسخ به آن نبود ، چنين منعی ـ که در روايت هست ـ كاري خوب و بجا مینمود و اگر به همين بسنده میشد ، شيوهای درست بود ، ليكن اسفناک اين است كه در مسئله تدوين ، اجتهاد و رأي به قدري دخالت داشت كه مسير و محتواي آن را آشفته ساخت .
اين گونه واکنش سلبی براي اُسامة بن زيد نيز رخ داد . وي مسلماني را (به گمان اينكه از ترس شمشير اسلام آورد) كُشت و هنگامي كه بازگشت ، اين آيه نازل شد : وَلا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا ؛[٣٥٨] به هركه اظهار اسلام میكند ، نگوييد تو مؤمن نيستي! آيا در پي اَموال دنياييد [مي خواهيد او را بكشيد تا اموالش را غارت كنيد] .
از آن پس ، اُسامه هراسان و ترسان بود تا آنجا كه از همراهي با علی علیهالسلام در نبرد بر ضدّ ناكثان و قاسطان و مارقان ،[٣٥٩] خودداري ورزيد با اين دستاويز كه اهلِ مسلمانْ كُشي نيست!
اُسامه در اين موضع گيري به اجتهاد و رأي خويش عمل كرد و اهميتي نداد كه اين اجتهاد بر خلاف كتاب و سنّت است ؛ آيات و سيره نبوي و احاديث و اجماع صحابه بر اين است كه اگر مسلماني زناي مُحْصنه كند يا ضروري دين را منكر شود يا ياغي گردد و . . . بايد به قتل رسد .
[٣٥٧]. تفسير ابن كثير ٢: ٤٦٨؛ الأحاديث المختاره ١: ٢١٦، حديث ١١٥.
[٣٥٨]. سوره نساء (٤) آیه ٩٤.
[٣٥٩]. معناي اين سه اصطلاح، در صفحه بيان شد.