منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٢
عُمَر گفت : نه والله ، به خدا سوگند ، او اكنون سخن تو را میشنود!
ابو سفيان گفت : تو از ابن قميئه[٣٢٧] راست گوتر و نيك مردتري .[٣٢٨]
با اينكه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم تأكيد كرد كه جواب ابو سفيان را ندهند و از اين كار بازداشت ، عُمَر ابو سفيان را پاسخ داد و[به يقين میگويند] کار عُمَر چيزی نبود جز اينكه برداشت وتحليل نادرستی از سخن رسول خدا نمود! و خطا کرد!
و آن گاه كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم صدقات را تقسيم میكرد ، عُمَر آمد و گفت : اي رسول خدا ، غير اينان ـ اهل صُفّه ـ سزاوارترند!
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : شما میخواهيد که من يا چنان تقسيم كنم كه عدهای با درشتي و نارواگويي از من چيزي تقاضا كنند و يا اينكه بخل بورزم ، من بخيل نيستم ![٣٢٩]
در صحيح بخاري آمده است :
عبدالله گفت : پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اَموال را همانند بعضي اوقات ، چنان قسمت نمود که مردي از انصار گفت : به خدا سوگند ، اين تقسيم خداپسندانه نيست! [با خود] گفتم : اين سخن را به پيامبر میگويم ، آمدم و او را با اصحاب يافتم و آن خبر را درگوشی گفتم . بر آن حضرت سخت گران آمد و چهرهاش دگرگون شد و به حدّی خشمناک شد كه آرزو كردم كاش آن خبر را نرسانده بودم .
سپس آن حضرت فرمود : موسي بيشتر از اين اذيت شد ، و بُردبار ماند .[٣٣٠]
از طلحه و يك صحابي ديگر (بنا بر تحقيق ، و روايت سُدِّی وي عثمان است) رسيده است كه گفتند : آيا وقتي ما بميريم محمّد زنان ما را نكاح میكند و
[٣٢٧]. در بعضي از مآخذ «ابن قمأة» ضبط شده است. اين شخص همان كسي است كه خبر داد محمّد كشته شد (م).
[٣٢٨]. سيره ابن اسحاق ٣: ٥١٣؛ تاريخ طبري ٢: ٧١؛ ثقات ابن حبّان ١: ٢٣٢.
[٣٢٩]. صحيح مسلم ٢: ٧٣٠، حديث ١٠٥٦؛ مسند احمد ١: ٢٠، حديث ١٢٧.
[٣٣٠]. صحيح بخاري ٥: ٢٢٦٣، حديث ٥٧٤٩؛ مسند احمد ١: ٤١١، حديث ٣٩٠٢.