منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٠
اينكه برادرش هارون را ميانشان گذاشت) .[٣٢٢]
ـ پس از همه اين حرفها ، آيا معقول است كه پيامبر امّتش را بي رهبر رها سازد؟ به ويژه با تصريحاتي كه بيان میدارند آن حضرت میخواست در امر خلافت ـ پس از خود ـ نامهای بنويسد تا در آن اختلافي روي ندهد .[٣٢٣]
از همه اینها روشن میشود كه ابوبکر و عُمَر به هر آنچه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرمود متعبِّد نبودند ، بلكه در حضور آن حضرت در پي مصلحت سنجی برمي آمدند و گرايش قبيلهای قريشي ، پشتوانه فشارهای آنان بود .
در اين بحث ، ما خط مشيي را كه در پي سخن پيامبر است و آن را فرمان میبرد و امتثال میكند و شك و چون و چراندارد و از علّت و مصلحت نمیپرسد ، روشِ «تعبُّد محض» میناميم .
و شيوه كساني را كه به آراي خودشان اهميّت میدهند و براي خودشان حقّ دخالت در اَحكام را قائلاند ، خط مشي «اجتهاد و رأى» نام مینهيم .[٣٢٤]
هر دو خط مشي در عهد پيامبر و پس از آن حضرت وجود داشتند . به عنوانِ مثال اگر به مسئله «صيام دهر» (روزه مادام العمر) بنگريم ، درمييابيم كه بعضي از صحابه به اين كار دست میيازد و به نهي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اهميّتي نمیدهد كه فرمود : مَن صامَ أوّلَ الشهر وَوَسَطَه وآخِرَه كأنّما صامَ الدَّهْرَ ؛[٣٢٥] هركه اول و ميانه و آخر هر
[٣٢٢]. صحيح بخاري ٤: ١٦٥٢، حديث ٤١٥٤؛ صحيح مسلم ٤: ١٨٧١، حديث ٢٤٠٤؛ سنن ترمذي ٥: ٦٣٨، حديث ٣٧٢٤.
[٣٢٣]. صحيح بخاري ١: ٥٤، حديث ١١٤ (و جلد ٤، ص١٦١٢، حديث ٤١٦٨، و جلد ٥، ص٢١٤٦، حديث ٤١٦٨ و)؛ صحيح مسلم ٣: ١٢٥٧، حديث ١٦٣٧ (و جلد ٣، ص١٢٥٩، حديث ١٢٣٨).
[٣٢٤]. براي آگاهي بيشتر در اين زمينه به كتاب «تاريخ الحديث النبوي» (اثر نگارنده) مراجعه كنيد.
[٣٢٥]. صحيح بخاري ٢: ٦٩٧، حديث ١٨٧٤؛ صحيح مسلم ٢: ٨١٢، حديث ١١٥٩؛ صحيح ابن حبّان ٢: ٦٥، حديث ٣٥٢.