منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٦
عبدالله بن جُبَير ـ آنان را از اين كار نهي كرد ، ولي آنها بازنايستادند و گفتند : جاي ما اينجا نيست! مشركان شكست خوردند!
عبدالله گفت : به خدا سوگند ، از فرمان رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم سرنپيچم! و در جاي خود با كمتر از ده نفر استوار ماند .
خالد بن وليد مخزومي نگريست و دريافت كه تيراندازانِ مستقر در شکاف کوه اندكاند . باسواره نظام به آنان يورش آورد ـ عِكرمة بن ابی جهل نيز با او بود ـ آنها شمار كمِ تيراندازان را كشتند و عبدالله بن جبير را مُثلَه كردند و روده هايش را از شكمش درآوردند و بر مسلمانان غافل گيرانه تاختند و شعارشان را طنين انداز ساختند كه : اي «عزّی» اي «هُبَل» ياريمان كنيد! . . .[٣١١]
نكته جالب ـ در اينجا ـ اين است كه هواداران مکتبِ «اجتهاد نبي» و «اجتهاد صحابه» میگويند : «رأي مجتهد اگر به واقع اصابت كند ، دو اَجر دارد و اگر به خطا رود ، يك اجر از آنِ اوست» .
اينان با اينكه به اين اصل قائلاند ، عقيده دارند كه خدا پيامبرش را در گرفتن فديه از اُسراي بدر عتاب كرد! اگر ـ به حسب پندار آنان ـ رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در اين مسئله اجتهاد كرد و مجتهد مأجور است ، معناي گريه آن حضرت و نزديكي عذاب به او چيست؟
و اين سخنش چه معنا دارد كه : «إنّ العذاب قَرُبَ نزوله ، لو نَزَلَ لما نجا منه إلاّ عُمَر» ؛[٣١٢] نزولِ عذاب نزديك شد ، و اگر فرود میآمد ، جز عُمَر نجات نمیيافت!
به اين ترتيب ، درمييابيم كه : ميانِ صحابه كساني ـ در برابر گفتار و رفتار پيامبر ـ به رأي خودشان اهميت میدادند و براي تصحيح عملكرد پيامبر ، سخت
[٣١١]. الفصول المهمّة: ١١٦.
[٣١٢]. المستصفي (غزالي): ١٧٠ و٣٤٧؛ الإحكام (آمدي) ٤: ١٧٣ و٢٢١؛ المبسوط (سرخسي) ٥: ٤٧٥؛ و ديگر مصادر.