منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٥
خدا نگذشته بود كه از قافله گيري و اسارتِ يارانِ آن بازتان دارد ، شما آن قوم را به اسارت درميآورديد و قافلهشان را میگرفتيد ، و اگر پيش از آنكه شمار زيادي از آنها را بكشيد به اين كار دست میيازيديد لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ؛[٣٠٩] عذاب بزرگي شما را دربر میگرفت .
اين است معناي آيه ، حاشا كه خدا سخن اين نادانان را اراده كرده باشد .[٣١٠]
در جنگ اُحُد اوضاعی پيش آمد كه شاهدِ سخنِ ماست ؛ زيرا رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در اين جنگ مدينه را پيشاپيش خود قرار داد و اُحُد را در پشت سر ، و تيراندازاني را ـ كه پنجاه نفر بودند ـ بالاي آن گمارد و عبدالله بن جُبَيْر را اميرشان ساخت و (بنا بر آنچه همه مورِّخان و محدِّثان آوردهاند) گفت : با تيراندازي سواره نظام را از ما دور کنيد تا از پشت سر به ما نتازند و سنگر خود را هرگز رها نسازيد ـ چه غلبه با ما باشد يا با دشمن ـ و بر اين كار ، زياد سفارش كرد و در فرمان بَري از اميرشان (عبدالله بن جُبَيْر) بسيار تأكيد نمود .
ولی با كمال تأسّف ـ در آن روز ـ آنان از اوامر و نواهي پيامبر اطاعت نکردند و نظراتِ خودشان را ترجيح دادند . هنگامي كه نبرد سخت درگرفت و تاختِ مسلمانان بر گردانهای سپاه دشمن و صاحبان پرچمانِ آنها شدّت يافت ، اميرالمؤمنين ١ آنان را ـ يكي پس از ديگري ـ به قتل رساند و پرچمهایشان روي زمين افتاد و هيچ كس به آن نزديك نمیشد و در اين هنگام ، كافران از مسلمانان شكست خوردند و به هر سو میگريختند ، سپاه مسلمانان در پیِ جمع آوري اسلحه و كالاها و ذخاير و خوراكيها برآمدند .
تيراندازان چون اين صحنه را ديدند که سپاه مسلمانان به جمع غنايم هجوم آوردند ، طمع در غارتِ اموال ، آنان را به ترك پايگاهشان واداشت . اميرشان ـ
[٣٠٩]. ادامه آيه ٦٨ سوره انفال.
[٣١٠]. الفصول المهمّه: ١١٣؛ نيز بنگرید به، النص و الاجتهاد: ٣٢٢ ـ ٣٢٣.