منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٠
تصريح میكند كه «والله ، از زماني كه مسلمان شدم ، شك نكردم مگر امروز» .[٢٨٩]
موضع گيريهای ديگري نيز از عُمَر بروز يافت كه از آنها برمي آيد عُمَر میخواست نظراتِ خاص خودش را تثبيت کند و صحابه را (علي رغم آگاهياش به ديدگاههای پيامبر) بر آنها وادارد .
ـ عُمَر گريه بر مرده را برنمي تافت و اُمّ فَرْوَه (دختر ابوبكر) را براي گريه بر پدرش[٢٩٠] ، و بعضي از گريه كنندگان بر رقيّه (دختر پيامبر)[٢٩١] و ابراهيم (پسر پيامبر) را در حضور پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم كتك زد .
وي به اين سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اهميت نداد كه فرمود : «إنّ القَلْبَ لَيَحْزَنُ والعَينَ لَتَدْمَعُ»[٢٩٢] (قلب غمگین میشود و چشم اشك میريزد) اشاره به اينكه جايز نيست انسان فرد آسيب ديده و مصيبت زده را بزند ، بلكه میبايست نسبت به آنها دل سوز و مهربان باشد .
از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسيده است كه اشكهای فاطمه را ـ آن گاه كه براي فراق خواهرش رقيّه گريست ـ پاك كرد ، و از زنان اَنصار خواست كه بر حمزه بگريند و خود گريست و فرمود : «حمزه گريه كننده ندارد» .[٢٩٣]
در بعضي اخبار هست كه عُمَر ـ علي رغم اينكه گريه بر مرده را برنمي تافت
[٢٨٩]. مصنّف عبدالرزاق ٥: ٣٣٩؛ صحيح ابن حبّان ١١: ٢٢٧؛ المعجم الكبير ٢٠: ١٤؛ تفسير طبري ٢٦: ١٢٩؛ الدرّ المنثور ٦: ٧٧؛ تاريخ دمشق ٥٧: ٢٢٩؛ سبل الهدي والرشاد ٥: ٥٣.
[٢٩٠]. منحة المعبود ١: ١٥٨؛ اخبار اصفهان ١: ٩١؛ طبقات ابن سعد ٣: ٢٠٩ و٣٤٦ و٣٦٢؛ تأويل مختلف الحديث: ٢٤٥.
[٢٩١]. مسند احمد ١: ٢٣٧، حديث ٢١٢٧ (وص٣٣٥، حديث ٣١٠٣)؛ طبقات ابن سعد ٣: ٣٩٨؛ مسند طيالسي ١: ٣٥١، حديث ٢٦٩٤.
[٢٩٢]. صحيح بخاري ١: ٤٣٩، حديث ١٢٤١؛ طبقات ابن سعد ١: ١٣٩؛ الإصابة ١: ١٧٥.
[٢٩٣]. مستدرك حاکم ١: ٥٣٧ (و جلد ٣، ص٢١٥، حديث ٤٨٨٣)؛ سنن بيهقي ٤: ٧٠، حديث ٦٩٤٦؛ مصنّف ابن ابي شيبه ٣: ٦٣، حديث ١٢١٢٧.