منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٥٣
با اينكه مصون بودنِ خونِ كسي كه شهادتين را بر زبان آورد ، بديهي بود و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در آغاز اسلام بر آن تأكيد داشت ، میبينيم اُسامه بن زيد آن گاه كه جنگ آورانش بر قومي شبيخون زدند ـ كه در ميانشان مرداس بود ـ مِرْداس بن نَهِيك را به قتل رساند . وي اسلام آورده بود و از دست سپاهيان نگريخت ، بلکه چون سپاهيان را ديد ، گوسفندانش را به شكاف كوه راند . لشكريان به او رسيدند و تكبير گفتند ، مرداس هم تكبير گفت و از كوه فرود آمد و شهادتين را بر زبان آورد و گفت : «السلام عليكم» ولی اُسامه وي را كشت و گوسفندانش را در اختيار گرفت .
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم از اين ماجرا با خبر شد و به شدّت به خشم آمد و فرمود : براي به دست آوردن گوسفندانش او را كشتيد! آن گاه اين آيه را خواند : وَلاَ تَقُولوا لِمَن ألقَی إلَيکُمُ السَّلامَ لَستَ مُؤمِناً ؛[٢٧٨] به كسي كه برايتان اسلام را اظهار میكند نگوييد تو مؤمن نيستي .[٢٧٩]
روشنتر از اين ، رفتار خالد بن وليد با بني جَذِيمَه است ، طبري در حوادث سال هشتم هجري مینويسد :
در اين سال غَزْوَه خالد بن وليد با بني جَذِيمَه رخ داد . رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ پس از فتح مكّه ـ گروههایی را به اطراف مكّه میفرستاد تا مردم را به اسلام دعوت كنند و آنان را از كشتار باز میداشت . از جمله اينان ، خالدبن وليد بود که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم وی را به عنوان داعی (مُبَلِّغ) ـ و نه جنگجو ـ فرستاد . خالد چون به قرارگاه بنو جَذِيمَه رسيد ، آنان سلاح برگرفتند . خالد گفت : سلاحها را بر زمين نهید ، مردم مسلمان شدند! آنان از سلاحها دست كشيدند ، آن گاه خالد دستور داد شانههایشان را ببندند و بسياري از آنها را از دَمِ تيغ گذراند .
[٢٧٨]. سوره نساء (٤) آیه ٩٤.
[٢٧٩]. بنگرید به، تفسير ابي السعود ٢: ٢١٩؛ تفسير طبري ٢: ٢٢٤؛ تفسير فخر رازي ١١: ٣؛ تفسير كشّاف ١: ٥٥٢؛ تفسير ابن كثير ١: ٨٥١ ـ ٨٥٢.