منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٨
دستور داد كتابها نابود گردد و نقل حديث از پيامبر كاستي پذيرد ، وبعضي از صحابه براي سرپيچي از اين دستور كتك خوردند و برخي ديگر زنداني شدند كه ابن مسعود يكي از آنها بود .
بعيد نيست كه برخورد ابن مسعود در آن بُرهه زماني ، در راستاي كنار آمدن با فضای عمومي دولت اسلامي صورت گرفت و بدان سبب كه از دستورِ عمر سرباز نزند (از بيم ضرب شستِ او يا براي مدارا و مصلحت) .
از حارث بن سُوَيد نقل شده كه گفت :
شنيدم عبدالله بن مسعود میگفت : هيچ صاحب قدرتي نبود که میخواست مرا به سخني وادارد تا با آن ، يك يا دو تازيانه را از من بازدارد مگر اينكه آن را بر زبان آوردم .
ابن حزم در پي اين سخن میگويد :
در اين زمينه ، مخالفي از صحابه با او به دست نیامد .[٢٤٣]
آمده است كه ابن مسعود پشت سر وليد بن عَقَبة بن اَبی مُعَيْط (والي عثمان بر كوفه) تقيهای نماز گزارد . وليد نماز صبح را چهار ركعت گزارد و سپس گفت : برايتان بيفزايم؟! ابن مسعود ، گفت : از امروز به بعد ، پيوسته با تو در زيادهايم ![٢٤٤]
پس بر فرض صحّت نهي ابن مسعود از تدوين ، اين كار میتواند براي ترس از تازيانه عُمَر و حفظِ كيانِ اسلام باشد ؛ زيرا مشهور است كه وي در «مِني» با عثمان نماز را چهار ركعت خواند تا از فتنه و شر بپرهيزد با اينكه بر خلافِ آن معتقد بود .
به ابن مسعود گفتند : مگر تو برايمان حديث نمیكردي كه پيامبر در «مِني» نماز ظهر را دو ركعت گزارد و ابوبكر آن را دو ركعت خواند؟
پاسخ داد : آري ، اكنون هم حديث میكنم ، ليكن عثمان امام (پیشوا)
[٢٤٣]. المُحَلّي (ابن حزم) ٨: ٣٣٦، مسئله ١٤٠٩.
[٢٤٤]. شرح العقيدة الطحاويه (قاضي دمشقي) ٢: ٥٣٢ (چنان كه در كتابِ واقع التقيّه عند المذاهب والفرق الإسلاميّه: ١٠٦، آمده است).