منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٦
موضع ابن مسعود در برابر اين كتاب ها ، موضعي استوار است كه به سبب همزمانی با تهاجمی كه عُمَر آن را بر ضدّ حديث گويی و حديث نگاری رهبري میكرد ، منفی به نظر میآيد ، ليكن خردمندان آگاه میدانند كه اين دو مَنع ، با هم فرق دارند .[٢٤٠]
پس از رسيدن به اين نتيجه (كه از نگرشی همه جانبه به رواياتِ منعِ منسوب به ابن مسعود به دست آمد) میتوانيم بگوييم : روايتِ «دارِمي» كه در آن بيان شده محتواي آن جزوهها «سبحان الله والحمد لله ولا إله إلاّ الله والله أكبر» بود ، بسنده نيست ؛ زيرا تنها اين جمله محتواي كتاب نبود ، بلكه چيزهاي ديگر نيز در آن وجود داشت به قرينه اين سخن ابن مسعود در روايت ديگر كه گفت : «إِنَّ ما في هذا الكِتاب بِدْعَة وَفِتْنَة وَضَلالة» ؛ در اين نوشتهها ، به يقين ، بدعت و فتنه است و گمراهي!
زيرا اگر تنها تسبيح و تحميد و تهليل و تكبير در آن جزوهها بود ، اين سخن از ابن مسعود معقول به شمار نمیرفت (با اينكه خودش این ذکرها را در نمازها بر زبان میآوَرْد) بازداشتن از اين كلماتِ پاكيزه از يك مسلمانِ عادي معقول نيست ، چه رسد به يك صحابي بزرگ .
و اين سخن كه ممانعت در كلام ابن مسعود تنها به نگارش و ثبت برمي گردد (و اينکه نوشتن است كه گمراهي به شمار میرود با چشم پوشي از مطلب نوشته شده) با عبارتِ ذكر شده سازگاري ندارد و عبارت بر آن دلالت ندارد ؛ زيرا اينكه ابن مسعود میگويد : «إنّ ما في هذا الكتاب» (آنچه در اين كتاب هست) اشاره دارد به اينكه مقصود محتواي كتاب است ، نه صرفِ تدوين وثبت مطلب ، وگرنه میگفت : «بدانيد كه نگارش ، بدعت و فتنه و گمراهي است» .
[٢٤٠]. عُمَر با منع تدوين، اهدافِ سياسي و انگيزههای ويژه خود را دنبال میكرد، و غرض ابن مسعود از اين كار اين بود كه قرآن و سنّت پيامبر از سخنانِ باطل مصون ماند و با افسانهها و خرافهها نياميزد (م).