منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٢
فيها ذكر وحمد وثناء على الله ؛ در آن ذكر است و حمد و ثنا بر خدا .
پيداست كه محتواي اين صُحُف (داستانهاي ابو درداء و احاديث بي سند) از قبيل همان قصه پردازيهایی است كه امروزه در تفاسير و ديگر كتابهای داستانهای قرآني میبينيم که از تورات گرفته شدهاند :
ـ در ماجراي حضرت يوسف ١ آمده است كه : يوسف ميان دو ران زن عزيز مصر (جايي كه هر مردي هنگام آميزش با زنش مینشيند) نشست .[٢٣١]
ـ داوود يكي از فرماندهانش را به جنگ فرستاد تا كشته شود ، و او بتواند با زنش ازدواج كند .[٢٣٢]
ـ پس از آنكه همه مردم (در پي عذاب الهي) هلاك شدند ، دو دختر لوط همدست شدند كه پدرشان را مست كنند و با او درآميزند . آنان اين كار را انجام دادند و از پدرشان حامله شدند و بدين گونه ، نسل آدمي استمرار يافت .[٢٣٣]
ـ خُوَيْلد به ازدواج خديجه با محمّد ٠ راضي نمیشد . خديجه دسيسه كرد و او را مست ساخت ، آن گاه از پيامبر خواست كه به خواستگارياش بيايد . خُوَيْلد ـ در حال مستي ـ رضايت داد ، وقتي به هوش آمد ماجرا را برايش باز گفتند ، در برابر كاري كه رخ داده بود ، تسليم شد .[٢٣٤]
آيا اين داستانهای ساختگي جز از ناحيه ابو درداء و كَعْبُ الأَحبار و امثال آن دو ـ كساني كه از آموزههای مسيحي و يهودي اثر پذيرفته بودند ـ پديد آمد؟!
به همين جهت ابن مسعود ـ در برخورد با آنها ـ اين آيه را خواند كه خدا میفرمايد : نَحنُ نَقُصُّ عَلَيکَ أحسَنَ القَصَص [٢٣٥] (ما شيوا و گوياترين سخنان
[٢٣١]. الاحكام (ابن حزم) ٥: ١٥٤، باب ٣٣.
[٢٣٢]. مصنّف ابن ابي شيبه ٦: ٣٤٣، حديث ٣١٨٩٤؛ تفسير قرطبي ١٥: ١٦٨، و١٨٠ ـ ١٨١.
[٢٣٣]. الكتاب المقدّس (عهد قديم): ٢٩؛ الميزان ١٠: ٣٥٨ ـ ٣٥٩.
[٢٣٤]. سبل الهدي والرشاد ٢: ١٦٦ (به نقل از سيره زُهْري) و بنگرید به: روض الأنف ١: ٣٢٥.
[٢٣٥]. سوره يوسف (١٢) آیه ٣.