منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢٥
برخاست و كنيزش را فرستاد كه برو بنگر چه كسي پشتِ درِ منزل است؟ او آمد و برگشت و گفت : علقمه و اَسود . عبدالله گفت : دعوتشان كن به اندرون نزدم آيند . ما داخل شديم ، گفت : گويا زياد پشت در مانديد؟ پاسخ داديم : آري . پرسيد : چرا در نَزَديد؟ پاسخ داديم : از بيم آنكه مبادا خواب باشي! گفت : دوست نمیدارم دربارهام چنين گماني كنيد ، اين لحظه ، ساعتی است که ما آن را با نماز شب مقایسه میکنیم .
گفتيم : اين صحيفه را يافتيم ، در آن حديث عجيبي هست! ابن مسعود گفت : اي كنيز ، بيا و تشت بياور و در آن آب بريز!
آن گاه ابن مسعود آن صحيفه را با دست خود محو میكرد و میخواند : نَحنُ نَقُصُّ عَلَيکَ أحسَنَ القَصَص . . . ؛[٢١٨] ما نيكوترين سرگذشتها را برايت حكايت میكنيم .
گفتيم : به آن نگاه كن ، حديث خوب (نيز) در آن هست!
ابن مسعود آن را محو میكرد و میگفت : اين قلبها ظروفاند! آنها را به قرآن مشغول داريد نه غير آن .[٢١٩]
٣ - به اسناد از عبدالرَّحمان بن اَسود ، از پدرش روايت شده كه گفت :
علقمه كتابي را از مكّه يا يَمَن آورد (صحيفهای كه در آن احاديثي درباره اهل بيت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم وجود داشت) ما از عبدالله اذن خواستيم و بر او درآمديم و آن صحيفه را به او داديم . وي كنيزش را صدا زد و تشت آبي خواست!
گفتيم : اي ابا عبدالرَّحمان ، در آن بنگر! احاديثِ پسنديدهای دارد!
وي آنها را در آب پاك میكرد و از بين میبرد و میخواند : نَحنُ نَقُصُّّ عَلَيکَ أحسَنَ القَصَص [٢٢٠] (ما شيوا و گوياترين سخنان را با
[٢١٨]. سوره يوسف (١٢) آیه ٣.
[٢١٩]. تقييد العلم: ٥٣ ـ ٥٤؛ مانند اين روايت در جامع بيان العلم وفضله ١: ٦٦، هست.
[٢٢٠]. سوره يوسف (١٢) آیه ٣.