منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢٣
عبّاس به دفاع از اين سخن پرداخت و در برابر عُمر كوتاه نيامد و میخواست برود ، عُمَر به او گفت : من چونان گذشته حق تو را پاس میدارم .[٢١٤]
در بگومگوي ديگري ، عُمَر از سخن ابن عبّاس بي قرار شد ، ابن عبّاس میگويد : سپس عُمَر از من رو گرداند و به شتاب دور شد ، من هم بازگشتم[٢١٥] .
در ماجراي ديگري منع عُمَر از بيانِ موضوع خلافت و سزامند بودن اهل بيت به آن ، وضوحي دو چندان میيابد آنجا كه ابن عبّاس با احتجاج خود ، عُمَر را مات كرد (و نتوانست چيزي بگويد) به ابن عبّاس گفت : اين سخن را با ديگران مگوي ، اگر آن را از غير تو بشنوم ـ ميان اين دو كوه ـ خواب از سرم میپَرَد .[٢١٦]
در نسخهای ديگر آمده است که عُمَر گفت : اگر آن را از دیگری بشنوم ، در اين سرزمین ، راحت نخواهی خُفت!
به هر حال ، ترس عُمَر از شنيدن اين حديث از شخصِ سومي ـ از اين دو متن ـ نمايان است ؛ زيرا اين كار ، يعني شوراندن مردم بر ضدّ حكومت و فروپاشي ستونهای مشروعيت حکومت مبتنی بر اجتهاد و رأي .
از اين سخت گيري و از نقل فضائل به وسيله ابوبكر و عمر و . . . درمييابيم كه در اين امر چرخش سياسي زيرکانهای رخ داد ؛ از سويي نقلِ فضائل و شنيدن بعضي از آنها تا خطوط اصلي سياستشان ناآشكار بماند ، و از ديگر سو جلوگيری از عبور از مرزهایی که برای نقل حديث و چيزهايي كه میتوان حديث كرد ، کشیده شد .
با اين سخن ، روشن میشود كه نابود سازي فضائل اهل بيت علیهم السلام ـ در ماجراي منع تدوين ـ عامل اول و آخر نبود ، هرچند نمیتوان انکار کرد که اين عامل ، تأثيری جزئی داشت ؛ به ويژه منع احاديثي كه به اصل خلافت ارتباط
[٢١٤]. تاريخ طبري ٢: ٥٧٧ ـ ٥٧٨؛ شرح نهج البلاغه ١٢: ٥٢ ـ ٥٥.
[٢١٥]. شرح نهج البلاغه ١٢: ٤٦.
[٢١٦]. نظم درر السمطين: ١٣٣.