منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢١
اَبي طالب دستور داد با ناكثان و قاسطان و مارقان[٢٠٧] پيكار كند .[٢٠٨]
اگر اين توجيه درست باشد كه ابوبکر و عُمَر تنها براي محو فضائل اهل بيت (يا دلايلِ امامت) از تدوين حديث بازداشتند ، و اين سخن صحيح باشد كه نقل فضائل خاندانِ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به نظامِ حاكم آسيب میرسانْد و با سياستِ جاری حكومت سازگاري نداشت ، قول ابو ايّوب درست نبود و احاديثِ فراواني كه در كتابهای صحاح و سنن پراكندهاند (و بر امامت اهل بيت دلالت دارند) به ما نمیرسيد ، مانند اين سخنان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم كه فرمود :
عليٌّ مع القرآن والقرآنُ مع عليّ ؛[٢٠٩] علي با قرآن است و قرآن با علي .
إِنّی مُخلِّف فيكم الثَّقَلَيْن : كِتابَ الله وَعِتْرَتي أَهْلَ بَيتي ؛[٢١٠] ميانتان دو چيز نفيس میگذارم : كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم .
مَثَلُ أهل بيتي كَسَفينة نوح ؛ مَن رَكِبها نجا ، ومن تَخَلَّف عنها هَوَی وغَرَقَ ؛[٢١١] مَثَلِ اهل بيت من ، چونان كشتي نوح است ، هركه به آن درآيد نجات میيابد و هركه از آن سر باز زند ، میاُفتد و غرق میشود .
مَن كنتُ مَولاه فَهذا عليٌّ مَولاه ؛[٢١٢] به هركه مولا منم ، علی است مولای او .
و سخنانِ بسياری ديگر . . .
[٢٠٧]. مقصود از «ناكثان» طلحه و زبيرند كه پيمان شكستند، و مراد از «قاسطان» معاويه و پيروانش میباشند، و منظور از «مارقان» خوارج نهرواناند (م).
[٢٠٨]. مستدرك حاکم ٣: ١٥٠.
[٢٠٩]. مستدرك حاکم ٣: ١٣٤، حديث ٤٦٢٨؛ المعجم الصغير ٢: ٢٨، حديث ٧٢٠؛ فيض القدير ٤: ٣٥٦.
[٢١٠]. مسند احمد ٣: ١٧، حديث ١١١٤٧؛ سنن دارمی ٢: ٥٢٤، حديث ٣٣١٦؛ المعجم الاوسط ٤: ٣٣، حديث ٣٥٤٢؛ و منابع ديگر.
[٢١١]. فضائل الصحابة (ابن حنبل) ٢: ٧٨٥، حديث ١٤٠١؛ الجامع الصغير ٢: ٥٣٣، حديث ٨١٦٢؛ مستدرک حاکم ٢: ٣٧٣، حديث ٣٣١٢؛ المعجم الاوسط ٤: ١٠،حديث ٣٤٧٨.
[٢١٢]. سنن ترمذی ٥: ٦٣٣، حديث ٣٧١٢؛ سنن ابن ماجة ١: ٤٥، حديث ١٢١؛ سنن بيهقي ٥: ١٣١، حيث ٨٤٦٨ ـ ٨٤٧٢؛ و ديگر مصادر.