منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١١٥
اهل بيت روايت میكند ، هماهنگي دارد .
ثانياً : آنچه مُدَّعي اذعان میدارد كه : «منع از تدوين براي محو فضائل اهل بيت و ادله امامت ، مطرح شد» با نهي عامي كه از شيخين صادر گشت همخواني ندارد و دليل اخص از مُدَّعاست ؛ چراكه ابوبكر به طور عمومي از نقل حديث منع كرد و به بسنده كردن بر قرآن فراخواند و اين كار را پس از سوزاندن احاديث پانصدگانهاش انجام داد ، و عُمَر از كساني كه نزدشان احاديث بود خواست كه پيش او بياورند تا ببيند كدام راست و درستتر است .
اگر اينان تنها خواستار محو فضائل و دلايل امامت بودند و هدفي جز اين نداشتند ، ابوبکر میتوانست از ميان آن پانصد روايت ، رواياتي را كه در فضائل و خلافتِ اهل بيت است حذف كند و ديگر روايات را باقي گذارد ؛ و همچنين عُمَر ـ وقتی نوشتههای حديثی را پيش او آوردند ـ میتوانست احاديثِ فضائل را نابود سازد و بازمانده را در كتابي گرد آورد و دستور دهد كه مسائلِ ارث را از آنها برگیرند ؛ و نيز میتوانست احاديثِ تفسير و اخلاق و فضيلتهای [انسانی] و اندرز و ارشاد و مانند آن را به كساني واگذارد كه عهده دارِ وعظ و ارشادند و خليفه به آنها اعتماد داشت . با اين كار ، واقعيتِ امر از ديد مسلمانان پنهان و پوشيده میماند و حق با باطل مشتبه میگشت .
باري از اين توجيه كه منع از تدوين ، به جهت نابود سازي فضائل اهل بيت صورت گرفت ، لازم میآيد كه بپذيريم عُمَر جرأت نداشت از نقل رواياتِ فضائل علي و اهل بيت به طور ويژه جلوگيري كند ، دست به دامان منعِ عام از نقل حديث شد تا در ضمن آن ، مانع انتشار احاديثِ فضائل شود!
با مطالعه سیره عُمَر میتوان دریافت که وي تُند مزاج و درشت خو بود و از کسی نمیترسيد و باك نداشت . در تاريخ آمده است كه وي بر كساني كه خلافتِ ابوبكر را برنتافتند و در بيتِ فاطمه تحصُّن كرده بودند (علي ، عبّاس ، فَضل بن عبّاس ، زُبَير ، خالد بن سعيد ، مقداد ، سلمان ، ابوذر ، عمّار ، بَراء بن عازب ، اُبَي بن