منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠٣
در زمان عُمَر بن خطاب به مدينه احضار شد و تا پايانِ دوران خلافت عمر زنداني گرديد .
بعضي از اين نصوص ، چنيناند :
عَمْرو بن ميمون روايت میكند كه : شامگاه پنجشنبهای نشد كه نزد ابن مسعود نروم .[١٤٥]
عبدالله بن زبير میگويد : به پدرم گفتم چرا نمیشنوم كه از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم حديث كني ؛ چنان كه از ابن مسعود و فلاني و . . . میشنوم .[١٤٦]
از اَبو قِلابَه نقل شده است كه ابن مسعود گفت : به علم بچسبيد پيش از آنكه (از ميانتان) رخت بربندد! کوچِ علم به اين است كه اهلِ آن از ميان بروند ، هيچ كدامتان نمیدانيد كي بدان نياز میيابيد! به زودي گروههایی را میيابيد كه شما را به كتابِ خدا دعوت میكنند در حالي كه آن را پشت سرشان انداختهاند .[١٤٧]
مَعْن میگويد : عبدالرّحمان بن عبدالله بن مسعود كتابي را آورد و سوگند خورد كه پدرش آن را با خطِ خودش نوشته است .[١٤٨]
در فصل (قرائت) از کتاب صحيح بخاري به نسخهای اشاره شده است كه نزد بخاري بود يا از روي آن نوشت و از اصحابش حكايت میكند كه آنان براي طلب علم و تدوين آن میكوچيدند .[١٤٩]
از شَعْبي نقل شده است كه گفت : در پهنه گيتي كسي را چون «مسروق»
[١٤٥]. سنن دارمي ١: ٩٥، حديث ٢٧٠؛ سنن ابن ماجه ١: ١٠، حديث ٢٣؛ مسند احمد ١: ٤٥٢؛ حديث ٤٣٢١؛ التمييز (امام مسلم قُشَيري): ١٧٤.
[١٤٦]. سنن ابن ماجه ١: ١٤، حديث ٣٦؛ مصنّف ابن ابي شيبه ٥: ٢٩٥، حديث ٢٦٢٤٢؛ مسند احمد ١: ١٦٥، حديث ١٤١٣؛ و بنگريد به، صحيح بخاري ١: ٥٢، حديث ١٠٧.
[١٤٧]. تذكرة الحفّاظ ١: ١٦؛ مجمع الزوائد ١: ١٢٦؛ الجامع (معمر بن راشد) ١١: ٢٥٢، حديث ٢٠٤٢٦؛ اعتقاد اهل السنّة ١: ٨٧، حديث ١٠٨.
[١٤٨]. جامع بين العلم ١: ٧٢؛ و بنگريد به، مصنّف ابن ابي شيبه ٥: ٣١٣، حديث ٢٦٤٢٩.
[١٤٩]. به نقل از الدراسات (دكتر اعظمي): ١٢٧.