منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠٢
عَلْقَمه كتابي را از مكّه يا يمن آورد ، جزوهای كه در آن احاديثي از اهل بيت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم وجود داشت . از عبدالله [بن مسعود] اجازه خواستيم و بر او درآمديم و آن جزوه را به او داديم . وي كنيزش را صدا زد ، آن گاه طشتِ آبي خواست . گفتيم : اي ابا عبدالرَّحمان ، در آنها بنگر! چر اكه اَحاديثِ خوبي در ميانشان هست!
وی آنها را در آب محو میكرد و میگفت : نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ[١٤٠] (ما شيوا و گوياترين سخن را با وحي اين قرآن ، برايت حكايت میكنيم) قلبها ظرفاند! آنها را به قرآن مشغول داريد و به غير قرآن مپردازيد .[١٤١]
آنان كه به اين سبب گرويدهاند نتيجه گرفتهاند كه ابن مسعود از مسير اهل بيت انحراف یافت و گفتهاند : وی از علي علیهالسلام روی گرداند[١٤٢] يا به اين موضوع اهميتي نمیداد و آن صحيفه را نابود ساخت و درصدد برآمد اين توهّم را زنده سازد كه قرآن از آنچه در آن صحيفه است بسنده میكند .[١٤٣]
بنابراين ، هدف اساسي در منع تدوين حديث ، نابودسازی ادله امامت بود . سببِ صحيح ديگري ـ در اينجا ـ به نظر نمیآيد .[١٤٤]
نقد و بررسی
بر اين نظريه ، دو اشكال وارد است :
اول : با مراجعه به منابع میتوان به سخناني از ابن مسعود دست يافت كه تأكيد دارند وي به تحديث و تدوين فرا میخواند و به خاطر همين موضعگيري ،
[١٤٠]. سوره يوسف (١٢) آیه ٣.
[١٤١]. تقييد العلم: ٥٤.
[١٤٢]. دراسات في الكافي والصحيح: ١٩؛ دراسات في الحديث والمحدّثين: ٢٢.
[١٤٣]. تدوين السنّه الشريفة: ٤١٣.
[١٤٤]. بنگرید به، تدوين السنّة الشريفة: ٤٢١ و٤٧٠.