منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠١
چكيده سخن بيشتر نويسندگانِ شيعه پیرامونِ منع تدوين حديث ، اين است كه نهي از آن براي محدود ساختنِ نشر فضائل اهل بيت علیهم السلام و ترس از شهرت يافتن احاديث پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در برتری علی علیهالسلام و فرزندانش[١٣٧] و ویژگیهایی که بر امامت آنها دلالت دارد ،[١٣٨] صورت گرفت . اين امر در زمانِ معاويه ـ كسي كه مردم را به لعن امام علي در خطبههای نماز جمعه بر منابر مسلمانان فرا میخواند ـ شدّت یافت .[١٣٩]
اين عامل از وضعيّت امّت اسلامی ـ پس از پيامبر ـ و ساختار سياسی ، اجتماعی سازمان خلافت به دست میآيد و اينكه فعاليّت فرهنگي از تحرکات سياسي جدا نمیباشد .
از آنجا كه خليفه نمیخواست در نظام جديد جايگاهي به اهل بيت علیهم السلام دهد ـ بلكه میكوشيد آنچه را تكيه گاه آنهاست از ايشان بگيرد ـ بعيد نمینمايد كه تصميمهای اخير عمر بن خطّاب در منع تدوين حديث ، بدين منظور باشد .
اين نظريه به سخنی که خطيب بغدادي از عبدالرَّحمان بن اَسود از پدرش نقل كرده جان میگیرد ، وي میگويد :
[١٣٧]. دراسات في الحديث والمحدِّثين: ٢٢؛ تاريخ الفقه الجعفري: ١٣٤.
[١٣٨]. تدوين السنّة الشريفه: ٤١٥ و٤٢١ و٤٧٠ و٥٣٤ و٥٥٧؛ الشيعة الاماميّة ونشأة العلوم (دكتر علاء قزويني): ١٢٣ ـ ١٢٤.
[١٣٩]. معالم المدرستين ٢: ٥٧؛ الصحيح من السيرة (سيّد جعفر مرتضي) ١: ١٧٧؛ نيز بنگريد به، شرح نهج البلاغه ٢٠: ١٧؛ جواهر المطالب (ابن دمشقي) ١: ١٤٠.