تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٧ - توضيحى پيرامون ازل، ابد، دهر و زمان
و كامل عيار در سعادت و يا موجود مجردى شقى و كامل عيار در شقاوت به عمل مىآيد و سعيد سعادت ابدى و شقى شقاوت ابدى خواهد داشت.
بلى، اگر عنايت حق شامل شود و موجودى را در خود فانى نمايد، براى آن موجود هم سرمديت بالتبع نه بالاصاله حاصل مىشود. اين معناى زمانى بودن موجودات است كه در هر ذره از موجودات عالم طبيعت هست؛ گرچه چنين حركتى در طبع كل نيز هست كه تمام موجودات يك جا به افق تجرد برسند.
و الحاصل: زمان عبارت از همان تدرج ترقى در وجود است و سير تدريجى از نقص به كمال است و اين در موجودات غير مجرد مىباشد.
و اما در مجردات اين نحوه از سير نيست؛ لذا زمان در آنها نبوده و در آنها به «دهر» تعبير مىشود. البته معناى دهريت اين نيست كه مظروفى باشد و مجردات داخل در آن باشند، بلكه معناى دهريت ثبوت متعلق به غير است و اين ثبوتِ وجودىِ متعلقِ به غير، عبارت از دهر است. و در عين حال كه ثبوت مجردات، صرف الثبوت است، ولى چون متعلق به غير است ابتدا و انتها داشته و به ثبوت آن غير، محدود است.
و ازل عبارت از ثبوت مستقلى است كه آغاز ندارد و ابد همان ثبوت مستقل است كه انجام ندارد، پس ازليت و ابديت و دهريت و زمانيت از اوصاف وجود است به بيانى كه گذشت.
و الحاصل: اگر اين زمان را به آنجا ببريم ازل مىشود و اگر به عالم تجرد ببريم دهر مىشود؛ چنانكه اگر ازل و دهر را تنزل بدهيم، اين زمانى كه محدود به حدود است مىشود، و وقتى غير متناهى به اين عالم كه ضيق است تنزل كند متضيق و محدود مىشود.
و بالجمله: زمان از تجليات اسم ازليت در اين عالم طبيعت است؛ زيرا هر چه در اين عالم است جلوه جمال آن عالم است. وجود اشياء، تجلى وجودىِ اوست و قدرت آنها جلوه قدرت اوست و علم آنها جلوه علم او و تجلى اسم عليم است، زمان هم جلوه ازليت اوست.