مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٤ - دو نوع مضیقه و تنگنا
دور نگه میدارد و به فرض اینکه در فتنه واقع شد تقوا او را نجات میدهد. قرآن کریم در سوره اعراف، آیه ٢٠١ میفرماید:.
انَّ الَّذینَ اتَّقَوْا اذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَکروا فَاذا هُمْ مُبْصِرونَ..
مردمان باتقوا اگر هم احیاناً خیالی از شیطان بر آنها بگذرد و جان آنها را لمس کند و روح آنها را تاریک نماید تذکر پیدا کرده و به یاد خدا میافتند و بصیرت خود را باز مییابند.
به همین دلیل که تقوا اثر اول یعنی روشن بینی و ازدیاد بصیرت را به دنبال خود دارد، اثر دوم یعنی نجات از مهالک و مضایق را دارد. گرفتاریها و شداید در تاریکی پیدا میشود، تاریکی غبارِ معاصی و گناهان و هواها و هوسها. وقتی که نور تقوا پیدا شد، راه از چاه تمیز داده میشود و انسان کمتر گرفتار میشود و اگر گرفتار شد در روشنی تقوا بهتر روزنه بیرون رفتن را پیدا میکند.
گذشته از همه اینها تقوا و خود نگهداری سبب میشود که انسان نیروهای ذخیره وجود خود را در راههای لغو و لهو و حرام هدر ندهد، همیشه نیروی ذخیره داشته باشد. بدیهی است که آدم نیرومند و با اراده و با شخصیت، بهتر تصمیم میگیرد و بهتر میتواند خود را نجات بدهد. همان طوری که نور و روشنایی داشتن، راهی و وسیلهای است برای نجات و رهایی، قوّت و نیرو داشتن نیز به نوبه خود راه و وسیلهای است که خداوند متعال قرار داده است.
در اواخر سوره مبارکه یوسف آیهای است که به منزله نتیجه گیری از آن داستان عجیب و پرهیجان است. داستان حضرت یوسف را کم و بیش همه شنیدهاید. آنجا که داستان نزدیک است به آخر برسد یعنی بعد از آنکه یوسف، عزیز مصر میگردد و برادران یوسف در اثر قحطی برای تهیه غلّه از کنعان به مصر میآیند و آنها یوسف را نمیشناسند ولی یوسف آنها را میشناسد و یوسف به بهانهای بنیامین را که از طرف مادر هم با یوسف برادر بود پیش خود نگه میدارد، در این وقت برای بار دوم برادران میآیند و با گردن کج و التماس از یوسف گندم میخواهند و حالت عجز و التماس خاصی به خود میگیرند، و چقدر خوب قرآن کریم منظره تذلّل و زاری و کوچکی آنها را در این آیه مجسم کرده است! گفتند: یا ایهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ اهْلَنَا الضُّرُّ وَ