مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٣ - دو نوع مضیقه و تنگنا
اینکه وارد آن گرفتاریها بشود و یا نشود و اگر وارد شد چگونه خارج شود دخالت دارد، و به تعبیر دیگر گرفتاریهای اخلاقی و اجتماعی.
پس در اینجا دو مسئله پیش میآید: یکی تأثیر تقوا در نجات انسان از گرفتاریهای نوع اول و دیگر تأثیر تقوا در نجات از گرفتاریهای نوع دوم.
اما در قسمت اول من الآن نمیتوانم اظهار نظر کنم که بیان قرآن شامل نجات از این نوع گرفتاریها هم هست یا نیست. البته هیچ مانعی نیست که یک همچو ناموسی در جهان باشد و یک نوع ضمانت الهی بوده باشد، نظیر استجابت دعا. ولی جملهای هست در نهج البلاغه که میتوان آن را به منزله تفسیر این مطلب تلقی کرد که منظور، نجات از گرفتاریهای نوع دوم است. در خطبه ١٨١ میفرماید:.
وَ اعْلَموا انَّهُ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ وَ نوراً مِنَ الظُّلَمِ..
بدانید که هرکه تقوای الهی داشته باشد، خداوند برای او راه بیرون شدن از فتنهها و نوری به جای تاریکی قرار میدهد.
فتنهها همان ابتلائات سوء و گرفتاریهای اخلاقی و اجتماعی است.
گرفتاریهای نوع اول نادرالوجود است. عمده گرفتاریها و شداید و مضایقی که برای انسان پیش میآید و زندگی را تلخ و شقاوت آلود میکند و هرگونه سعادت دنیوی و اخروی را از انسان سلب میکند همین فتنهها و ابتلائات سوء و گرفتاریهای اخلاقی و اجتماعی است.
با توجه به اینکه منشأ بیشتر گرفتاریهای هرکسی خود اوست و هرکسی خودش بالاترین دشمنان خودش است (اعْدی عَدُوِّک نَفْسُک الَّتی بَینَ جَنْبَیک) هرکسی خودش سرنوشت خود را تعیین میکند. غالب رفتارهای هرکسی با خودش خصمانه است.
دشمن به دشمن آن نپسندد که بیخرد | با نفس خود کند به مراد هوای خویش | |