مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢ - استفاده نیچه از اصول داروین
ما دنیای قدرت است نه دنیای علم، به این معنا که علم هست ولی نه علم آزاد بلکه علم در خدمت قدرت و زور و توانایی. علم امروز اسیر است و آزاد نیست و لهذا هر اختراع و اکتشافی که در دنیا رخ میدهد، اگر بشود آن را در خدمت زور قرار داد و از آن یک سلاح مهیب خطرناک و وحشتناکی برای کشتن انسانها ساخت، اول آنجا از آن استفاده میشود، بعد در خدمت کارهای دیگر بشر قرار میگیرد؛ یعنی اول در خدمت زور قرار میگیرد، مگر اینکه اکتشافی باشد که به درد زور نخورد. احیاناً در ابتدا اکتشاف را بروز نمیدهند و تا وقتی که لازم باشد، این سرّ را حفظ میکنند برای اینکه «زور» به آن احتیاج دارد.
راهی که بیکن طی کرد، خواه ناخواه به آنچه که ماکیاول و مخصوصاً نیچه گفته است منتهی میشود
استفاده نیچه از اصول داروین
یک اصل دیگر در دنیا پیدا شد که این اصل هم پایه دیگری برای جناب نیچه شد، و آن اصل یکی از اصول داروینیسم بود. داروین خودش شخصاً یک مسیحی متدین است و یک آدم ضد خدا نیست و در کلمات خود به وجود خدا تصریح و اقرار و اعتراف میکند و به مسیح احترام میگذارد [١]، ولی اصول داروین در دنیا مورد سوء استفادههای زیادی واقع شد که خود او هم نمیخواست چنین شود. از جمله، مادیین (ماتریالیستها) اصول تکامل داروین را ابزاری برای انکار خدا قرار دادند که این خودش داستانی است.
یکی از سوء استفادههای دیگری که از فلسفه داروین شد، در «اخلاق» بود، در مورد ساختن انسان خوب و نمونه، انسان برتر یا کامل، چرا که یکی از اصول داروین اصل تنازع بقا بود. داروین چهار اصل تأسیس کرد که یکی اصل حبّ ذات بود، یعنی هر حیوانی حبّ به ذات دارد و برای صیانت ذات خود کوشش میکند.
اصل دیگر همین اصل تنازع بقا بود که گفت: اساس زیست و حیات در این عالم این است که جاندارها با یکدیگر دائماً در حال جنگ و مبارزه هستند و آن که قویتر
[١] حتی در تاریخ زندگی او نوشتهاند: وقتی که داشت میمرد و در حال احتضار بود، کتاب مقدس را روی سینهاش محکم گرفته و به آن چسبیده بود.