راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٢ - بخش دوّم ريا با نوع پوشاك و رياى با هيأت
وامىدارد. اين درجه نزديك به درجه قبل است و قصد ثواب كه در واداشتن او به عمل مستقل نيست، گناه و خشم الهى را از او برطرف نمىسازد.
درجه سوم اين است كه قصد ثواب با قصد ريا برابر باشد، به طورى كه اگر يكى باشد و ديگرى نباشد انگيزه انجام كار را ندارد و چون هر دو انگيزه جمع شود ميل به كار پيدا مىشود يا هر يك از ثواب و ريا به گونهاى باشد كه اگر يكى از آنها فراهم شود مىتواند او را به عمل وادارد در مورد چنين شخصى بايد گفت آنچه اصلاح كرده با آنچه تباه كرده برابر است و اميدواريم كه بدهكار نشود، يعنى نه ضرر كند و نه بهره ببرد يا ثواب او به همان ميزان كيفرش باشد ولى ظاهر روايات دلالت دارد كه چنين شخصى سالم نمىماند يعنى ثواب و عقابش برابر نيست و ما در كتاب اخلاق در اين باره سخن گفتهايم.
درجه چهارم اين است كه مطلّع شدن مردم از عبادت او در نظرش ترجيح داشته باشد و نشاط او را در عبادت تقويت كند و اگر اطّلاع مردم هم نباشد عبادت را ترك نمىكند (قصد عبادت در او قوى است) و اگر تنها قصد ريا بود به عبادت اقدام نمىكرد و گمان ما اين است و خدا مىداند- كه (در اين صورت) اصل ثواب از بين نمىرود ولى از ثواب كاسته مىشود يا به اندازه قصد ريا كيفر مىشود و به اندازه قصد ثواب به ثواب مىرسد و امّا گفتار پيامبر (ص) كه: «خداوند مىفرمايد نسبت به شرك از همه بىنيازترم».«٧٩» بر موردى حمل شده كه قصد ثواب و ريا برابر باشد يا قصد ريا بيش از ثواب باشد.
ركن دوم: چيزى كه با آن ريا مىشود
كه همان عبادات است و اين دو قسم مىشود:
«٧٩» اين حديث را ابن ماجه ، در (سنن )، به شماره ٤٢٠٥، روايت كرده و پيش از اين گذشت ، و احمد نيز آن را روايت كرده است و رجال روايتى او رجال صحيح است .