راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠ - شرح توصيف دنيا با مثلها
شرح حقيقت دنيا و ماهيّت آن درباره بنده (خدا)
بدان كه تا از ماهيّت دنياى نكوهيده آگاه نشوى و ندانى كه از چه چيز بايد پرهيز كرد و از چه چيز پرهيز نكرد، تنها شناخت نكوهش دنيا برايت كافى نيست. بنابراين ناگزيريم بيان كنيم دنياى نكوهيدهاى كه به پرهيز از آن امر شده به خاطر اين كه دشمن انسان است و راه ارتباط با خدا را قطع مىكند كدام دنياست؟
از اين رو مىگوييم: دنيا و آخرتت عبارتند از دو حالت از حالات دلت و آن حالتى كه نزديك و پست است دنيا نام دارد كه شامل تمام حالات پيش از مرگ مىشود و حالاتى كه پس از دنيا و مرگ است آخرت ناميده مىشود. پس هر بهره و هدف و لذّت و خواستهاى كه پيش از مرگ مىبرى نسبت به تو دنيا به شمار مىآيد، جز اين كه تمام بهرهها و تمايلاتى كه در تو است نكوهيده نيست، بلكه به سه بخش تقسيم مىشود:
يك بخش بهرههايى است كه در دنيا با تو است و نتيجه آن پس از مرگ نيز همراهت است و آن فقط علم و عمل است و مقصود من از علم، شناخت و صفات و افعال خدا و فرشتگان و كتابها و پيامبران و باطن زمين و آسمان و علم به دين پيامبر خداست و مقصودم از عمل عبادتى است كه خالص براى خدا انجام گيرد و گاه عالم چنان به علم انس مىگيرد كه برايش لذيذترين اشيا مىشود و خواب و آميزش با زنان و خوراك را رها مىسازد، چرا كه لذّت علم از تمام آنها در نظر او بالاتر است و اين بهرهاى است سريع كه در دنيا به انسان مىرسد. ولى آنگاه كه ما از دنياى نكوهيده سخن مىگوييم اين مورد را هرگز جزء دنياى نكوهيده نمىشماريم، بلكه مىگوييم: اين مورد جزء آخرت است. همچنين شخص خداپرست گاه به عبادت انس مىگيرد و چنان از آن لذّت مىبرد كه اگر كسى مانع عبادت او شود بزرگترين كيفر را نسبت به او روا مىدارد تا آنجا كه يكى از عابدان گفته است: من از مرگ نمىهراسم، جز از اين نظر كه ميان من و عبادت شب هنگام جدايى مىافكند و ديگرى مىگفت: خدايا در قبر هم به من توان