راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢٣ - شرح نكوهش غرور و حقيقت آن و مثالهايش
زيرا مىفرمايد: لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً، پس خداى متعال در ردّ او فرمود: أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً كَلَّا.
از خبّاب بن ارت«٢٣» روايت شده كه گفت: من وامى بر عاص بن وائل داشتم پس از
«٢٣» خباب بر وزن شداد، ابن ارت ، با (راء) بى نقطه و (ت ) نقطه دار مشدد صحابى بدرى و از برترين مهاجران نخستين است . او در جنگ بدر و غزوه هاى پس از آن در كنار پيامبر حضور داشت و در اسلام آوردن قديم و از كسانى بود كه در راه خدا رنج كشيد و بر دين خدا صبر كرد، او وارد كوفه شد و به سال ٣٧ يا ٣٩ هجرى در آنجا بدرود حيات گفت . روايت شده كه قريش برايش آتشى افروختند و او را بر روى آتش كشاندند پس آتش را خاموش نكردند، مگر آنگاه كه پست و بلندى پشتش برابر شد و اثر آتش در جسدش آشكار بود و چون عمر پشت او را ديد گفت : تا امروز پشت مردى را مانند پشت او نديدم . در اسدالغابة است : قريش زره آهنين او را پوشاندند و در برابر خورشيد افكندند و سخت ناراحت شد ولى سخنى را كه كفار قريش مى خواستند به آنها نگفت . روايت است كه آيه شريفه : و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغداة و العشى يريدون وجهه ، درباره خباب و سلمان و ابوذر و عمار نازل شده است . از ابن عبدالبر در الاستيعاب و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه نقل شده كه او در جنگ صفين و نهروان حضور داشت ولى از سخن نصر بن مزاحم آشكار مى شود كه نه در صفين حضور داشته نه در نهروان بلكه در كوفه در