راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٤٧ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
به رياست روى آورده و از آخرت روى برگرداندهاند بيش از كسانى باشد كه به وسيله او به دنيا بىميل شده و آن را ترك كرده و به خدا روى آوردهاند. چنين عالمى بدون ترديد دجّال دين و مايه استوارى مذهب شيطان است نه پيشواى دين، زيرا امام كسى است كه در روى گرداندن از دنيا و روى آوردن به خدا به او اقتدا مىشود، مانند پيامبران و پيروانشان، و دجّال كسى است كه در روى برگرداندن از خدا و روى آوردن به دنيا به او تأسّى مىشود، و شايد مردن چنين افرادى براى مسلمانان سودمندتر از زنده بودنشان باشد در حالى كه خود مىپندارد مايه استوارى دين است و مثل او چنان است كه عيسى (ع) درباره عالم بد فرموده است: «مثل عالم بد مانند تخته سنگى است كه بر لبه درّه قرار گرفته كه نه خود آب مىآشامد و نه مىگذارد كه آب به زراعت برسد.»
انواع غرور اهل علم در اين زمانهاى اخير بيرون از شمار است و آنچه نقل كرديم مشتى از خروار بود.
گروه ديگرى علوم و دانشها را استوار و اندامها را پاكيزه كرده و آنها را به عبادات آراستهاند و از ظاهر گناهان دورى جسته و به جستجوى اخلاق نفس و صفات دل از ريا و حسد و تكبّر و كينه و برترىجويى پرداختهاند و با نفوس خود در بيزارى جستن از آنها جهاد كرده و ريشههاى نيرومند و آشكار آنها را از دلها بركندهاند، ولى آنان پس از اين عمل فريب خوردهاند، زيرا در گوشههاى دلشان مكرهاى پنهانى شيطان و نفس باقيمانده است كه دريافتن آن دشوار است و آنها را به فراست درنيافته و مهمل گذاشتهاند. مثل اين گروه مثل كسى است كه مىخواهد زراعت را از علفهاى هرزه پاك سازد. پس در مزرعه دور بزند و به جستجو و كندن علفهايى بپردازد كه ديده مىشود، و پندارد كه تمام علفهاى هرزه بيرون آمدهاند، و نيز از ريشههاى ظريف علفهاى هرزه كه در زير خاك گسترده است غافل بماند و خود پندارد كه تمام آنها را ريشه كن ساخته است و در همان حال كه در غفلت است علفها برويد و قوى شود و از جايى كه نمىداند