راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٩ - شرح نكوهيدگى عجب و آفت آن
از امام صادق (ع) روايت است كه رسول خدا (ص) فرمود: «زمانى موسى (ع) نشسته بود ناگهان شيطان به او روى آورد و كلاه دراز و رنگارنگى بر سر داشت، و چون به موسى (ع) نزديك شد كلاهش را برداشت و در خدمت موسى ايستاد و به او سلام كرد.
موسى گفت: كيستى؟ گفت: شيطانم.
موسى گفت: شيطان تويى؟! خدا تو را به ما و به هيچ كسى نزديك نكند شيطان گفت: من آمدهام به خاطر مقامى كه در پيشگاه خدا دارى بر تو سلام كنم. موسى (ع) به او فرمود: اين كلاه چيست؟ گفت: با اين كلاه دل آدميزاد را مىربايم. موسى گفت: به من خبر بده از گناهى كه چون آدميزاد مرتكب شود بر او مسلّط مىشوى؟ شيطان گفت:
هنگامى كه آدمى دچار خودبينى شود و عملش را بزرگ شمرد و گناهش در نظرش كوچك شود.»«١٧٨»
امام صادق (ع) فرمود: خداوند به داود (ع) فرمود: «اى داود! گنهكاران را مژده بده و صدّيقان را بترسان. داود عرض كرد: چگونه گنهكاران را مژده دهم و صدّيقان را بترسانم! فرمود: اى داود! به گنهكاران مژده بده كه من توبه را مىپذيرم و گناه را مىبخشم و صدّيقان را بترسان كه به اعمال خويش عجب نكنند، زيرا بندهاى نيست كه او را به پاى حساب بكشم، جز آن كه هلاك شود.»
در مصباح الشريعه«١٧٩» است كه امام صادق (ع) فرمود: «بسيار شگفتى است از كسى كه عمل خود را مىپسندد در حالى كه نمىداند فرجام كارش چه خواهد بود و هر كس به خودش و كارش عجب ورزد از راه هدايت منحرف شده است و مدّعى چيزى شده كه ندارد و كسى كه چيزى را بناحق ادعا كند دروغگوست، اگر چه ادّعايش پنهان و زمانش طولانى باشد زيرا سزاوارترين كارى كه نسبت به خودپسند رواست گرفتن چيزى است
«١٧٨» همان ماءخذ، ص ٣١٤، شماره ٨.
«١٧٩» باب چهلم .