راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٩ - فوايد مال به دنيوى و دينى تقسيم مىشود
بوده است، زيرا مقام نبوّت برتر از آن است كه بر آن بيم اعتقاد به خداى اين سنگ (طلا و نقره) برود، چرا كه پيش از نبوّت عبادت طلا و نقره در حال كودكى كافى است بلكه معناى عبادت اين سنگها دوستى آنها و فريب خوردن و اعتماد به آنها است پيامبر ما (ص) فرمود: «بنده درهم به رو درافتاد (هلاك شد) و بنده دينار به رو درافتاد و هرگاه خارى در بدنش فرو رود نمىتواند بيرون بياورد».«٢٨» بنابراين روشن است كه هر كس طلا و نقره را دوست بدارد آنها را پرستيده و هر كس سنگى را بپرستد بتپرست است، بلكه هر كس بنده غير خدا باشد بتپرست است، يعنى هر كس را كه طلا و نقره از خدا و اداى حق او باز دارد مانند بت پرست است و نوعى شرك جز اين كه شرك دو نوع است:
شرك خفى كه موجب مخلّد شدن در آتش نيست و كمتر مىشود كه مؤمنان گرفتار اين شرك نشوند، چرا كه شرك پنهانتر از حركت مورچه است و شرك جلّى و آشكار كه موجب مخلّد شدن در آتش است.
شرح آفتهاى مال و فوايد آن
بايد دانست كه مال همانند مارى است كه هم زهر دارد و هم پاد زهر. فوايد مال پادزهر آن و گرفتاريهاى آن زهر آن است. پس هر كس گرفتاريها و فوايد مال را بشناسد مىتواند از شرّ آن بپرهيزد و از خير آن بهرهمند شود.
فوايد مال به دنيوى و دينى تقسيم مىشود
: فوايد دنيوى مال نياز به ذكر ندارد، چرا كه مشهور است و تمام طبقات مردم مىدانند و اگر نمىدانستند در طلب آن خود را به هلاكت نمىافكندند. اما فوايد دينى تمامش منحصر در سه نوع است:
نوع اوّل: اين است كه براى خودش خرج كند يا در راه عبادت يا كمك گرفتن بر
«٢٨» اين حديث را بخارى در (صحيح )، ج ٤، ص ٤١ - ٤٢، در حديثى از ابوهريره روايت كرده است .