راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢٦ - شرح نكوهش غرور و حقيقت آن و مثالهايش
اين عين غرور است. همچنين است نعمتها و لذّتهاى دنيا، زيرا آنها هلاك كننده است و انسان را از خداى متعال دور مىكند و او بندهاش را از پرداختن به دنيا باز مىدارد، در حالى كه دنيا را دوست دارد چنان كه بعضى از شما مريض خود را از غذا و نوشيدنى پرهيز مىدهيد، در حالى كه آن را دوست دارد، در حديث چنين آمده است«٣٠» و هرگاه دنيا به صاحبان بينش روى آورد غمگين شده مىگفتند: گناهى است كه زود كيفر شده است و اقبال دنيا را نشانه خشم خدا و اهميّت ندادن او به خودشان مىدانستند و هرگاه فقر به آنها روى مىآورد مىگفتند: خوشا به شعار صالحان. ولى هرگاه دنيا به فريب خوردگان روى مىآورد مىپنداشتند كه كرامتى از طرف خداست و هرگاه دنيا روى برمىگرداند مىپنداشتند كه خوار شدهاند چنان كه خداوند از اين حال خبر داده، و فرموده است: فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا ما ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَ أَمَّا إِذا ما ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ. پس خدا به اين گمان جواب داده است «كلّا«٣١»». خداوند بيان فرموده كه اين گمان غرور است. بعضى گفتهاند: خداوند با كلمه «كلّا» هر دو (كرامت و هوان) را تكذيب كرده و مىفرمايد: «اين انعام من به كافران نه كرامت است نه هوان و خوارى بلكه بزرگوار كسى است كه او را به بندگى خود بزرگوارى دادهام خواه ثروتمند باشد خواه فقير، خوار كسى است كه او را به سبب معصيتش خوارى دادهام چه مالدار باشد چه تهيدست.» درمان اين غرور شناخت نشانههاى بزرگوارى و خوارى است يا به وسيله بينش يا تقليد، بينش به اين حاصل مىشود كه بفهمد توجّه به تمايلات دنيوى انسان را از خدا دور، و دورى از شهوتهاى دنيوى آدمى را به خدا
«٣٠» اين حديث را ترمذى روايت كرده و آن را حسن دانسته است و حاكم (در مستدرك )، ج ٤، ص ٣٠٩، روايت كرده و آن را از حديث قتادة بن نعمان صحيح دانسته است .
«٣١» فجر / ١٥ - ١٨: امّا انسان هنگامى كه خداوند او را براى آزمايش اكرام مى كند و نعمت مى بخشد (مغرور مى شود) مى گويد: پروردگارم مرا گرامى داشته ! (١٥) و امّا هنگامى كه براى امتحان روزى را بر او تنگ بگيرد ماءيوس مى شود و مى گويد پروردگارم مرا خوار كرده ! (١٦) چنان نيست ... (١٧).